حافـــــــــــظانه

بامدّعی مگوئید اســــرار عشق ومستی

احمد الله عَلی مَعدِلة السّلطان ِ

یکشنبه 16 اردیبهشت 1397

http://s9.picofile.com/file/8347494150/ac_image_4h15389843340l.jpeg


احمد الله عَلی مَعدِلة السّلطان ِ
احمدِ شیخ اویس ِ حسنِ ایلخانی
احمد الّله : خداراسپاس می گویم
علی: برای
مَعدِلت: عدل
السّلطان: پادشاه
احمد شیخ اویس حسن ایلخانی: غزل در مدح سلطان احمد جلایر، از سلسله ایلكانیان بغداد است .  این پادشاه در تذكره دولتشاه سمرقندی چنین وصف شده است : سلطان السلاطین احمد، خلف الصدق سلطان اویس جلایر است ، بعد از پدر در دارالسلام بغداد بر مسند خلافت قرار گرفت و ملك را از طریق برادرش سلطان حسین بیرون آورد و آذربایجان را نیز تصرف كرد و شوكتی زیاده از وصف یافت و حكم او تا سر حد روم رفتی و پادشاه هنرمند و هنرپرور و خوش طبع بود و اشعار عربی و فارسی نیكو می گفته واعتقادی عظیم به خواجه حافظ داشت و چند بار او را به بغداد دعوت كرده بود اما خواجه حافظ دعوت او را اجابت نمی كرد و ایـن غـزل (احـمدالله عـلی معـدلة السـلطان ) را در جواب او سرود و به بغداد فرستاد.
معنی بیت: :خداوند راسپاس می گویم  برای دادگری سلطان احمد پسر شیخ  حسن ایلكانی (ایلخانی).
حافظ درهرمدح وثنایی که درحق دوستانِ پادشاه یا پادشاهان دوست نموده بلااستثنا، مخاطب خویش رابه دادگستری وعدالت تشویق وترغیب کرده است. حافظِ جهاندیده وفرهیخته، ازهر روانکاو وطبیب بهترمی دانست که طبع پادشاهان بسیارتُرد وشکننده است واگرقراراست آنهارابه رعایت عدل وانصاف و فضایل اخلاقی دعوت کند هیچ شیوه ای بهترازتشویق وترغیب جواب نمی دهد. اونیک می دانست که طبع پادشاهان باطبع کودکان تفاوتی ندارد وتنهااز طریق تشویق وترغیب است که می توان این دوقشر نازک دل را به فضایل انسانی و اخلاقی بیاراست.
شاه رابِه بود ازطاعت صدساله وزهد
قدریک ساعته  عمری که دراو دادکند


خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد
آن که می‌زیبداگر جان جهانش خوانی
خان بن خان: خان فرزند خان
می زیبد: سزاوار است
معنی بیت: خانِ فرزند خان و شاهنشاهی که از اصل ونسب  شاهنشاهان است  اگر او را جانِ عالم هستی بخوانی زیبنده ی اوست.


دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد
مرحباای به چنین لطف خدا ارزانی
اقبال:  روآوردن دولت،طالع، بخت
ارزانی : عطا،بخشش
معنی بیت: دولتی که به تو روی آورده  بدون دیدن هم مشهود  محسوس است.چشمانم قبل ازآنی که دولت توراببیند آن رادریافت ودرک کرد وبه اقبال خوش تو ایمان آورد آفرین، مرحبا بر تو كه سزاوار عطا وبخشش خداوندی قرار گرفته ای.
دراَزل هرکوبه فیض دولت ارزانی بود
تاابد جام مرادش همدم جانی بود


ماه اگربی توبرآیدبه دونیمش بزنند
دولت احمدی و معجزه ی سبحانی
"دولت احمدی" ایهام دارد: ۱- لطف وعنایت پیامبراسلام ۲- دولت سلطان احمد جلایری
معجزه ی سبحانی : معجزه ی الهی اشاره به معجزه ی دونیم شدن ماه از جانب پیامبر که به شقّ القمرمعروف است.
معنی بیت: (اگرتونباشی ماه نیز درنمی آید) واگر روزی ماه بدون حضورتو یا بی اجازه ی توطلوع کند به لطف ومددِ دولت محمّدی وبه وسیله ی معجزه ی خداوندی درهم می شکند و به دونیم تقسیم می شود!
سیرسپهرودورقمررا چه اختیار؟
درگردشندبرحسب اختیاردوست


جلوه ی بخت تودل می‌برد ازشاه و گدا
چشم بددورکه هم جانی وهم جانانی
جلوه: خودنمایی و نمایش،جاذبه ،تابش فروغ
معنی بیت: تابش فروغ دولتی که به توروی آورده چنان جذّاب است که ازشاه وگدا دل می برد وشیفته ی خودمی سازد ازتو ودولت تو چشم بد دورباد که هم جان وهم جانان هستی، هم مانندجان عزیز وشیرینی هم اینکه خودت معشوق وجانان هستی.
درآن بساط که حُسن توجلوه آغازد
مجال طعنه ی بدبین وبدپسند مباد


برشکن کاکل تُرکانه که در طالع توست
بخشش وکوشش خاقانی وچنگزخانی
برشكن: بیارای وچین وشكن بده
كاكل: دسته‌ای از موی قسمت  میانی سر که آن را بلند نگه دارند،همچنین به موی جلو سرنیز گویند که برپیشانی ریزند،طرّه،کاکله
كاكل تركانه: مدل كاكلی که تركان می بستند.
قاآنی: اشاره به اوكتای قاآن جانشین چنگیز خان مغول است و قاآن، در اصل لغت به معنای پادشاه بزرگ است.
چنگز خان: چنگیز خانی که به ضرورت وزن شعر"ی" حذف شده است.
معنی بیت: طرّه وکاکل خودرا بیارای وبه شیوه ی ترکان ببند که اراده وهمّت وبخشندگی ِ چنگیزو قاآنی درذات وسرشت توست.
نازها زان نرگس مستانه ات بایدکشید
این دل شوریده تاآن جعد وکاکل بایدش


گرچه دوریم به یاد توقدح می‌گیریم
بُعد منزل نبود در سفر روحانی
قدح: کاسه ی شراب، جام
قدح گرفتن: شراب نوشیدن
بُعد: مقابل قُرب،فاصله ودوری
سفر روحانی : سفرکردن درعالم  خیال
 معنی بیت: ای حبیب ،اگرچه به ظاهرازتو دورافتاده ایم امّا به یاد شراب می نوشیم چنانکه در محضرتوهستیم چراکه درسفر روحانی،دوری راه معنایی ندارد.
درراه عشق مرحله ی قُرب وبُعد نیست
می بینمت عیان ودعا می فرستمت


از گُل پارسیم غنچه ی عیشی نشکفت
حبَّذا دجله ی بغداد و می ریحانی
"گل پارسی" ایهام دارد:۱- گلی است به غایت سرخ و خوشرنگ که آن را گل صدبرگ و گلناز فارسی هم میگویند.۲-  كنایه ازشهرشیراز که به شهرگل وبلبل شهرت دارد.
حبَّذا:  خوشا، چه خوب و خوش است.
می ریحانی: باده ی ریحانی، شراب ناب وخالص، شرابی که آغشته به عطروبوی گلهای معطّرباشد.
معنی بیت: درشیرازنتوانستم به عیش ونوش مطلوب بپردازم گُل پارسی اَم هیچ غنچه ای نداد ونشکفت ای خوشا بغداد(قلمرو حکمرانی مخاطب) که محل عیش ونوش با باده ی ناب ریحانیست.
ره نبریم به مقصود خوداندرشیراز
خرّم آن روز که حافظ ره بغدادکند


سرعاشق که نه خاکِ درمعشوق بود
کی خلاصش بوداز محنت سرگردانی
معنی بیت: ای حبیب، سرعاشقی که خاک درگاه دوست نگردد کی وچگونه خواهدتوانست ازغم واندوهِ آوارگی ودربدری رها شود؟ 
فتاد درسرحافظ هوای چون تو شَهی
کمینه ذرّه ی خاکِ درتوبودی کاج


ای نسیم سحری خاک در یار بیار
که کندحافظ ازاودیده ی دل نورانی
خاكِ درِ یار: خاك آستانه ی معشوق كه درنظرگاه عاشق  توتیای چشم است روشنی و بینایی می بخشد.
معنی بیت: ای بادسحرگاهی ازخاک درگاه یاربیاور تا حافظ آن راتوتیای چشم کند و چشمانش را نورانی سازد.
دلیل راه شو ای طایرخجسته لقا
که دیده آب شدازشوق خاک آن درگاه 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic