حافـــــــــــظانه

بامدّعی مگوئید اســــرار عشق ومستی

ابــر آذاری بــر آمــد ، باد نـــوروزی وزیـــد

یکشنبه 16 اردیبهشت 1397

                                  

ابــر آذاری  بــر آمــد ،  باد  نوروزی  وزید

وجهِ مِی میخواهم ومطرب‌،که میگویدرسید؟

 آذار : ماه ششم از ماههای رومیست بعبارتی 9 روزآزار در اسفند و 21 روزش در فروردین است.  اکثر ابیات این غزل مزین به آرایه ی"حُسن طلب" می باشد. مفهوم"حسن طلب" آن است که شاعر به زیبایی و رندی با زبانی شیرین ولطیف درخواست وتقاضای خودرا مطرح سازد.....

درقدیم چنین معمول بوده که درمساجد ومکانهای جمعی،یک نفربعنوان جارچی درخواست ها وتقاضاهای تهیدستان وفقرا را باصدای بلند مطرح می نمود واز میان حاضرین کسانی که نیکوکار وگشاده دست بودند بمنظورکمک به صاحبان درخواست های مطرح شده اعلام آمادگی می کردندوهمان شخص جارچی اعلام می نمود:"رسید" وبدینوسیله همگان متوجه می شدند که مشکل آن نیازمند برطرف گردید .به همین ترتیب درخواست های بعدی قرائت واقدام لازم معمول می شد.حضرت حافظ نیزبا رندی وزیرکی ضمن فضاسازی وبه تصویرکشیدن چنین مجلسی ،با اعلام خبرفرارسیدن موسم بهاری وبیان نیازمندی وتهیدستیِ خویش، قصددارد موردنیکوکاران قرارگرفته وباحمایت یکی ازآنها هزینه ی عیش ونوش خودراتهیه نماید..جالب اینجاست که اینباردرخواست کمک، نه ازجانب فقیری جهت رفع  درماندگی،بلکه ازجانب کسی مطرح می شود که قصدعیش ونوش وعشرت دارد؟تادر هنگامه ی شادیخواری و خوش باشی وخوشدلی ، بی نصیب نماند.

 "من نیاز به هزینه‌ی تهیه ی شراب و دستمزد مطرب دارم ، چه کسی می‌گوید که این هزینه رسید.؟"

روشن است که چنین درخواست های طنزآمیز ولطیف،معمولاًبی پاسخ نمانده و ازسوی نیکوکاران خوش ذوق برآورده می گردد.این نکته ی رندانه ازاثرات آرایه ی"حسن طلب" می باشد که شاعربخوبی دراکثر بیت های این غزل لحاظ نموده است.

 

شـــاهدان در جلــوه و من شــرمسار کیـــسه‌ام

بارعشق و مفلسی صعب است و می‌باید کشید

درادامه ی همان تقاضای بیت بالا:

دلبران زیباروی درحال خودنمایی وجلوه گری هستند من که تهیدستم وکیسه ام خالیست،ناگزیرم شرمساری بکشم .عاشقی وعیش ونوش با کیسه ی خالی، میسرنبوده ومن باید این وضعیت سخت وآزارنده را تحمل کنم. زیرا عشق ورزی بادلبران حسن فروش هزینه ی زیادی دارد، زر و سیم وتوان مالی می‌خواهد.

(مقصود شاعر ازاین نوع "عاشقی" عرفانی نبوده وعشق ورزی زمینی می باشد.باید دانست که تعداداندکی ازابیات وغزلهای آنحضرت، پیرامون عشق زمینی وبسیاری دیگر پیرامون عشق آسمانی وعرفانی سروده شده است.عشق های زمینی نیز ازمواهب الهی بوده و درحکم پلی هستندکه آدمی رادرصورت دارا بودن شایستگی های لازم به عشق های آسمانی رهنمون می سازند.)

 

قحط جود است آبـروی خود نمی‌باید فروخت

باده و گل از بهای خرقه می‌باید خــریـد

 مناعت طبع حافظ که یکی ازویژگی های خاص اوست دراینجا نیز کاملاًمحسوس ونمایان شده وبه محض اینکه شاعراحساس می کند باطرح این درخواست ممکن است آبرویش به خطرافتد خطاب به خود می فرماید:

دراین دوران که  قحطی ِجوانمردی و کمبودِ بخشش است ،نباید به خاطر تنگدستی آبروی خود را فروخت ، بهتر این است که با فروش خرقه وتن پوش خود، شراب و گل تهیه کرد ه وبه عیش وطرب بپردازم.

دراینجا دونکته ی حکمت آمیز نهفته است:نخست اینکه نباید به به بهای ازدست رفتن آبرو به عیش وخوشدلی پرداخت. دوم اینکه نباید به بهانه ی تهیدستی ازخوشگذرانی وعشرت غافل ماند. درهمین رابطه درجای دیگر می فرماید : «هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی  /  کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را»

 

گوئـیـا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش

من همی کردم دعا و صبح صادق می‌دمـیـد

دراین بیت آرز وانتظار دارد که مشکل تهیدستی، ازطرف بخت واقبالِ نیکی که دارد مرتفع گردد وترجیح می دهد دعایی که جهت رفع مشکل تهیدستی ،هنگام سپیده دم کرده است مورداجابت قرارگیردتازیربارمنت کسی نباشد.

" می دمید " ایهام دارد:1-طلوع می کرد 2- فوت می کرد.یعنی من دعا می کردم وسپیده ی سحر(طلوع _ فوت ) می کرد.هنوزهم رسم است که موقع خواندن دعا فوت می کنند وآمین می‌گویند.

 

با لبـیّ و صدهزاران خنده  آمد گل به باغ

از کریمی گوئیا در گوشه‌ای بـویی شنید

این بیت مزین به آرایه ی " آرایه حسّ آمیزی" است .

تمام بیت های غزل درامتدادیکدیگر ودارای انسجام معناست.شاه بیت غزل "ابرآزاری برآمد بادنوروزی وزید....." یادآورفرارسیدن موسم بهار وهنگامه ی عیش وعشرت وشادمانیست .

حافظ فراترازدرک آدمی،ازشکوفندگی ِگل را نه تنها معنای ِصرفِ "خنده " بلکه مفهومِ عمیقِ شادکامی را استخراج می کند.شادکامی وشادمانیی که حاصل ازدریافت اخبار خوب وخوش ازجوانمردی بزرگوار وبخشنده است.گل ازآن جهت شادوخندانست که مثل این است که درگوشه کناری، ازکریمی سخاوتمند چیزهایی شنیده است.قبلاٌگفتیم که عارفانی مثل حافظ، پدیده های لطیفی مانندگل وامثال آن را نشانه ،امضاویا نمونه ای ازخط زیبای آفریدگارزیبائیها تلقی می کنند.دراین بیت نیزدقیقاً همین برداشت حاصل شده است.گل ازدهان بخشنده ای بی بدیل چیزهایی شنیده که چنین بالنده وشکوفا وباصدهزارخنده به باغ آمده است.گل باخنده های پیاپی وعطروبوی دل انگیزش به ما این پیام رامی رساند که آفریدگارجهان بصورت مطلق شادمان وشادکام است وهمه چیزبرمدارشادی وعشرت وشور ونشاط وشادکامیست.درمکتب ومذهبی که حضرت حافظ پیغامبرآنست،صراط مستقیم چیزی جزعشق ورزی،شادی ونشاط وشکوفایی وبالندگی نیست وهیچ گناهی جزمردم آزاری وجودندارد.

مباش درپی آزاروهرچه خواهی کن

 که درطریقت ماغیرازاین گناهی نیست.


 

دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک ؟!

جامه‌ای در نـیـکـنامی نیز می‌باید دریــد.

"جامه دریدن" معناهای متفاوتی دارد : 1- گاه ازروی ناراحتی وخشم:چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم؟ /روح راصحبت ناجنس عذابیست الیم 2- گاه از روی شادی واشتیاق :چوغنچه بالب خندان بیادمجلس شاه / پیاله گیرم وازشوق جامه پاره کنم. 3- گاه از رشک وحسد: خورشیدخاوری کندازرشک جامه چاک/ گرماه مهرپرورمن درقبارود.4-گاه ازروی حسن فروشی وجلوه گری:فدای پیرهن چاک ماهرویان باد/هزارجامه ی تقوا وخرقه ی پرهیز 5- گاه برای ترک بدنامی خرقه‌ی گناه یا شراب‌آلود را پاره می‌کرده‌اند: همچوحافظ به خرابات روم جامه قبا بوکه دربرکشدآن دلبرنوخاسته ام .

6-  گاهی هم در برابر نیکان برای حُسن شهرت این کار را می‌کرده‌اند : مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت که گل به بوی تو برتن چوصبح جامه درید.وگاه درمواردی دیگر....امامنظورحافظ ازبکار بردن عبارتِ "جامه دریدن "( تجربه اندوختن)  است .زندگی ازنظرگاه حافظ تجربه کردنِ نیکی ها وبدی ها ونهایتاً شناخت وانتخاب صراط مستقیم است.

درخلوص منت ارهست شکی تجربه کن

 کس عیار زرخالص نشناسدچومحک.

 خوش بود گرمحک تجربه آید به میان ت

اسیه روی شودهرکه دراوغش باشد.

رنداگرچه دردیوان خواجه همواره به معناهایی همچون: وارستگی، جوانمردی، زیرکی، دارای باطنی پاک ،آگاه ومفاهیم ارزشمند می باشدلیکن درپاره ای موارد ازجمله درهمین بیت دارای بارمعنایی منفی دارد.معنی بیت:

اگر زمانی به سبب ارتکابِ رفتارهای زشت درعالم رندی ،دامنی چاک شد هیچ باکی نیست وهیچ اشکالی نداردونباید ناامید شد.چراکه  درمسلک ومکتب حافظ برخلاف دیگرمذاهب، این امکان میسراست که می توان بلافاصله به محض پی بردن به زشتی ِکردارخود، بجای احساس یأس وناامیدی ،جامه ای نیزدرنیکنامی پاره کردورفتارهای زشت را درآنِ واحد جبران نمود.تجربه ی کردارهای ِدرست ونادرست وانتخاب آگاهانه ی صراط مستقیم همان زندگانی حافظانه ایست که انسان رابه نجات ورستگاری رهنمون می سازد.

گناه اگرچه نبود اختیارما حافظ

تودرطریق ادب باش وگوگناه من است.

کمال سرمحبت ببین نه نقص گناه 

که هرکه بی هنرافتدنظربه عیب کند.

 

این لطایف کز لب لعل تـو من گفتم ، که گفت ؟!

وین تطاول کز سر زلف تـو من دیـدم ، که دیــد ؟!

شاعردراین بیت به منظورجلب نظرمعشوق ومحبوب خویش، بارندی سخنان خودرابه گلایه آمیخته وخطاب به معشوق خویش می فرماید:

این همه نکته ها ی لطیف وتعریفهایی که من از لب لعل تو گفتم چه کسی گفته است؟ و چه کسی این همه جورو بیداد که من از سر زلف تو کشیدم  کشیده و دیده  است؟ هیچکسی این جفاهایی که من از گیسوی تو کشیده‌ام نکشیده است .

  

عدل سلطان گـر نـپـرسد حال مظلومان عشق

گوشه گیـران را ز آسایش طمـع بایـد بـُریــد

چنانچه سلطان (پادشه،معشوق ویا محبوب، دوست)به شیوه ی عدل ودادگستری؛ ازاحوالات عاشقانِ مظلوم پرس وجویی نکند وآنهارا موردلطف خویش قرارندهد، روشن است که این مظلومانِ بی کس وگوشه گیر،هرگز روی آسایش وآرامش نخواهند دید.چراکه غیر ازدوست ومعشوق چه کسی می توانداز آنهادلجویی کرده وآرامشان کند. اگر عدالت شهریارِمُلک عشق ،شامل حال عاشقانِ ستمدیده نشود ازاین به بعد گوشه نشینان :(عاشقان و عارفان) رنگ آسایش نخواهند دید .

جالب اینجاست که حافظ هرگاه زبان به گلایه ازمعشوق می گشاید همیشه ادب ومتانت دررفتاروگفتار راملاحظه کرده وهرگزازچارچوب عاشقی پابیرون نمی گذارد.

گرچه ازکبرسخن بامن درویش نگفت

 جان فدای شکرین پسته ی خاموشش باد


 

تـیـر عاشق کش ندانم بر دل حـافــظ که زد ؟!

این قـدر دانـم که از شعر تـرش خون می‌چکـید

نمی‌دانم این تیر عاشق کش راچه کسی به طرف حافظ پرتاب کرد؟ آیا ازطرف رقیبان ومراقبین معشوق بود؟ یاازسویِ چه کسی نمی دانم؟ همین قـدر می دانم که حافظ زخمیست واز شعر نغز و لطیفش خون می‌چکید . ملاحظه می شودکه حافظ هرگزبه مقام معشوق جسارت نکرده وانگشت اتهام را بسوی دوست نشانه نمی گیرد.گرچه هم حافظ وهم خوانندگان این بیت متوجه می شوندکه حافظ تیرخورده ی چه کسی است.حتی اگرحافظ ازدست آشنایان ره عشق زخمها بخورد به احترامِ دوست ومقام عشق آن راباافتخارتحمل کرده وشکایتی نخواهد داشت.

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند

 ناکسم بهرشکایت سوی بیگانه روم.


skratch labs lemon lime
پنجشنبه 22 اسفند 1398 10:32 ب.ظ
I am not sure where you're getting your info, but good topic.

I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for great info I was looking for this info for my mission.
پاسخ رضا ساقی : ممنون ازاظهارنظرشما. امیدوارم لحظات خوبی دراین وبلاگ داشته باشید.
gu energy gel kosher
پنجشنبه 22 اسفند 1398 05:12 ب.ظ
Hi! Would you mind if I share your blog with my zynga group?
There's a lot of folks that I think would really enjoy your content.
Please let me know. Thanks
پاسخ رضا ساقی : سلام دوست عزیز ازاینکه قصد دارید این وبلاگ را به اشتراک بگذارید متشکرم برای شما آرزوی توفیق وسلامتی دادم.
cbd for athletes reddit
یکشنبه 4 اسفند 1398 11:15 ب.ظ
Thanks , I have recently been looking for info about this subject for a long time and yours is the greatest I've discovered so far.
However, what about the bottom line? Are you certain concerning the supply?
پاسخ رضا ساقی : امیدوارم لحظات خوبی دراین وبلاگ داشته باشید. منظورازخط پایین چیست متوجه نشدم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو