حافـــــــــــظانه

بامدّعی مگوئید اســــرار عشق ومستی

بنفشه دوش به گل گفت وخوش نشانی داد

شنبه 25 آذر 1396



بنفشه دوش به گل گفت وخوش نشانی داد
که تابِ من به جهان طُرّه فلانی داد
بنفشه: گلهایش نامنظم و دارای 5گلبرگ است که یکی از گلبرگها بنام گلبرگ مقدم دارای مهمیز میباشد. رنگ گلهایش معمولاً بنفش است و گاهی سفید. این گیاه در ایران بفراوانی و بعنوان گل زینتی در باغچه ها کاشته می شود. اغلب شاعران پارسی گو "بنفشه " را درسرودع های خویش بکارگرفته ومضامین زیبا خَلق کرده اند. سرایندگان پارسی‌گوی، خط عارض، لب و زلف یا گیسو و سبیل و لباس کبودِ یار را به کبودِ بنفشه، و تاب و شکن زلف را به تابِ بنفشه تشبیه کرده‌اند. همچنین از آنجا که دُمگل یا ساقه ی نرم و ظریف بنفشه خمیده می باشد، این سر به زیری را به خواب‌آلودگی، افتادگی و سر بر زانو داشتن، مست و خمار بودن از باده تعبیر کرده‌اند.
"تاب" به معناهای مختلفی بکارگرفته می شود دراینجا به معنای پیچ وتاب وخمیدگی قامت ازشدّتِ بارغم وحسرت واندوه است. ضمن آنکه هیجان زدگی واظطراب رانیزشامل می شود.
طرّه: گیسو،آن قسمت اززلف که به قصدِ دلبری به پیشانی ریزند.
معنی بیت: گل بنفشه با گل سرخ مشغول صحبت بود درمیان سخن نشانه های روشنی ازپیچ وتابِ خیال انگیز گیسوان معشوق می داد. می گفت،سبب اضطراب  وعلّت ِخمیدگی قامت من،پیچ وتاب گیسوی فلانی(معشوق) هست. غم واندوه من ،که چنین سوگوارانه سربه زانو نهاده ام ازحسرتِ تابِ زلف اوست.
تاب بنفشه می دهد گیسوی مُشکسای تو
پرده ی غُنچه می درد خنده ی دلگشای تو


ادامه مطلب

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند؟

جمعه 24 آذر 1396



بود آیا که در میکده‌ها  بگشایند؟
گره ازکارفروبسته ی ما بگشایند؟
باتوجّه به معنا ومفهوم عبارات ومضامین غزل، احتمالاً حافظ عزیز ونازنین، این غزل را در اعتراض به بسته شدن میخانه ها به توسط امیرمبارزالّدین که به محتسب نیزمعروف بود سروده است. امیرمبارزالدّین که خودزمانی به فسق وفجور وشرابخواری مشغول بودپس ازروی کارآمدن، به نیّتِ خوش خدمتی به متشرّعینِ یکسویه نگر ودلواپس، وباهدف بدست آوردن حمایت آنها دستوربه برچیدن میکده هانمود وباشرابخواران بشدّت برخورد کرد.
معنی بیت: آیااین اتّفاق رخ خواهد نمود که دوباره مثل گذشته(زمان شیخ ابواسحاق) میکده ها بازشوند ومردم آزادانه بتوانندبه شرابخواری بپردازند؟ آیا این آرزو محقّق خواهدشد وباباز شدن میخانه ها گِره ازکارفروبسته ی ما شرابخواران بازخواهدشد؟
این چنین موسمی عجب باشد
که ببندند میکده به شتاب!


ادامه مطلب

بوی خوش تو هرکه زبادصباشنید

جمعه 24 آذر 1396



بوی خوش تو هر که زبادصباشنید 
ازیار آشناسخن آشنا شـنیـد 
آشنا : شناخته شده ومعروف ، دوست و قوم خویش "یار آشنا" استعاره از باد صباست که رابطِ میان عاشق ومعشوق است.
سخن آشنا : سخن و صحبتِ دوست و معشوق ، پیامِ نویدِ وصال  
"بادِصبا" که دربارگاهِ معشوق تردّد دارد وبا عاشقانش نیز در ارتباط است، عطرِدل انگیزِزلف وتنِ محبوب و معشوق راگرفته و برای عاشقان به ارمغان می آوردوآنهاراسرخوش وسرمست می نماید . 
معنی بیت: بوی دلپذیرِ تو را هر کس از باد صبا شنید (دریافت نمود)، انگار که از باد صبا پیام معشوق را دریافت کرده است .برای عاشقِ دل ازکف داده، بویِ پیراهنِ معشوق نیز اعجازمی کند.
درمجلـسِ ما عطـر میآمیــز که ما را
هرلحظه زگیسویِ توخوشبوی مشام است


ادامه مطلب

بهاروگل طَرب انگیز گشت وتوبه شکن

یکشنبه 19 آذر 1396



بهاروگل طَرب انگیز گشت وتوبه شکن
به شادیِ رُخ گل بیخ غم ز دل برکن
طَرب : شادی
معنی بیت: موسم بهاراست گلها شکفته و وسوسه انگیزشده اند وسوسه برای شکستن توبه ونوشیدن شراب، به برکت شادی روی گل، به عیش ونوش بپرداز وریشه ی غم واندوه را ازوجودخویش برکن وسرشارازشادمانی باش.
به عزم توبه سحرگفتم استخاره کنم
بهارتوبه شکن می رسدچه چاره کنم؟


ادامه مطلب

به آب روشن می عارفی طهارت کرد

شنبه 18 آذر 1396



به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
دراین غزل زیبا حافظ جبهه ی زاهدان وعابدان متعصّبِ خودبین رابه توپ ِ طعنه بسته وفاصله ی خودرا ازمتشرّعین بیشترو بیشتر کرده است.
می درنظرگاه متشرّعین نجس وناپاک است حالا حافظ می فرمایدعارفی به آب می طهارت کرده و به پاکیزگی رسیده است.
"عارف" درنگرش حافظانه همان رندِ به ظاهر لااُبالیست که ازقید وبند دنیی ودینی رهاشده وبه وارستگی نایل گردیده است.
علی الصباح: صبحگاهان 
طهارت: پاکیزگی
معنی بیت: هنگام صبح آنگاه که رندِ دانایی وارد میکده شدبه فیض ِآبِ زلال وروشنایی بخش باده، دل و جان وروح ِ خود را ازغبار آلودگیها:  (غرور، کینه، ریا، دروغ و....) پاکسازی کرد.
بیارمی که به فتوای حافظ ازدل پاک
غبار زرق به فیضِ قدح فرو شوئیم


ادامه مطلب

به تـیـغـم گـر کـُشَـد ، دسـتـش نـگـیـرم

جمعه 17 آذر 1396



بـه تـیـغـم گـر کـُشَـد ،  دسـتـش نـگـیـرم

و  گــر تـیــرم  زنـــــد ، مـنـّت پــذیــــرم


بعضی ها بـه "بـه تـیـغـم گـر کِـشـد"می خوانند که هردو درست است.به تیـغ کشیدن" به همان معنای کـُشتن است ، مثل : "به میخ کشیدن" ، "به صـُلاّبه کشیدن" .

اگر معشوق با شمشیر قصدِکشتنِ مرا بکـُند مانعش نمی‌شوم و چنانچه بخواهد با تیر مرا بـزند بادل وجان وباکمالِ منّت درخواستِ اورامی پذیرم.هرضربه ای که ازجانبِ دوست برمن واردشود،کرم واحسانِ دوست هست ومن بارغبت پذیرایِ آن خواهم بود.چراکه کشته‌یِ معشوق ، زنده وجاوید است وهرعاشقی آرزو دارد به این مقامِ والا نایل گردد.....         


ادامه مطلب

به حُسن وخُلق ووفاکس به یارمانرسد

پنجشنبه 16 آذر 1396



به حُسن وخُلق ووفاکس به یارمانرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
این غزل نغزوزیبا برخلاف تصوّربعضی ازعرفان زدگانِ خودشیفته که درفنّ ِ بافندگیِ آسمان وریسمان مهارت فوق العاده ای دارند،یک غزلِ سیاسی،اجتماعیست ومعنای عرفانی ندارد. غزل درموردِ نفوذِ کینه توزان دردستگاه دولتی شاه شجاع، ومظلومیّت وکشته شدنِ وزیرباکفایت، دوست، همکار ورفیق صمیمی و قدیمی حافظ، خواجه قوام الدّین محمدصاحب عیاراست. 
حافظ به مددِنبوغ خارق العاده ی خویش،به زیبایی وبامهارت رندانه ای که داشته، نام اورا دربیت پنجم آورده ومعنای نام وی رانیز دربیان شخصیّت او بکارگرفته است.
درموردِ این وزیرلایق وکارآمد درتاریخ آل مظفر آمده است که در سنه ی هفتصد و پنجاه ،امیر مبارزالدین محمد مؤسس آل مظفر و پدر شاه شجاع، محمدصاحب عیار را به ملازمت و وزارت  منصوب گردانید و شاه شجاع نیز پس از جلوس به تخت پادشاهی  او را به وزارت برگزید. وی پس ازدرخشش دردستگاه دولت شاه شجاع، مورد حسادت وغضبِ کینه توزان وحسودان دربارگرفت وقربانی دسیسه ی فتنه گران شد.  حسودان که توفیق وپیشرفت روزن افزون اورا برنمی تابیدند متفقاً دست بکارشدند تادرنهایت وی درنظرشاه شجاع بکلّی تخریب ،سپس دستگیروزندانی شد ودرتاریخ ۷۶۴ درزندان بطرز فجیعی به قتل رسید......


ادامه مطلب

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

پنجشنبه 16 آذر 1396



به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
که مونس دم صبحم دعای دولت توست
"خواجه" لقبی بوده که درآن روزگاران بیشتربه صاحب منصبان وافرادی داده می شد که دارای صفاتِ بارزاخلاقی ونفوذکلام بودند. مقصود حافظ از "خواجه" دراغلبِ غزلیّات، وازجمله همین غزل،جلال الدّین محمد وزیر شاه شجاع است. ضمن آنکه خودِ حافظ نیز به خواجه مشهوربود. حافظ هم باتورانشاه وهم باشاه شجاع که هردو اهل دل وشعر وادب بودند،دوستی ورفاقت صمیمانه داشت......


ادامه مطلب

به جان او که گرَم دسترس به جان بودی

پنجشنبه 16 آذر 1396



به جان او که گرَم دسترس به جان بودی
کمینه پیشکش ِبندگانش آن بودی
این غزل با غزل " چه بودی اَردل آن ماه مهربان بودی" ازلحاظ وزن وقافیه وجنس کلام همزاد و همایند هستند وبنظرچنین می رسد که مخاطب هردوغزل یکنفر (احتمالاً شاه شجاع) می باشد ودریک مقطع زمانی سروده شده است. 
گرم: اگرمرا
کمینه: کمترین
معنی بیت: به جان محبوب سوگند، اگر مرا به جان خویش دسترسی می بودواختیارآن را داشتم کمترین هدیه ای که به غلامان او تقدیم می کردند همان جان بود.
جان نقد محقّر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد


ادامه مطلب

به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی

چهارشنبه 15 آذر 1396



به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی
خیال سبزخطی نقش بسته‌ام جایی
به چشم كردن: برگزیدن، درکانون توجّه ونظرقرار دادن
به چشم کردن ابرو: درچشم جای دادن ابرو، طوری که هرسونگاه کنی ابروی اوبینی
خیال: تصویر
سبزخطّی : کسی كه تازه به بلوغ رسیده و موهای نرم و لطیفی برگردادگرد رخسارش روییده است.‌ باتوجّه به واژگانِ: منشور، طغرا، تاج وتخت و...بی تردید مخاطب سخن دراین غزل پادشاهی جوان وخوش سیماست که حافظِ عاشق پیشه تصویررخساردلربای اورا درچشم جهان بین خویش جای اقامت داده است. وروشن است که هرگاه حافظ با این احساس وعاطفه ی درونی سخن می گوید روی سخن  کسی جزشاه شجاع خوش قد وبالا وخوش حرکات نیست. 
نقش بسته ام: تصویرسازی کرده ام.
جایی: درجایی ازدل، درخلوتگاه ترین جای دل
معنی بیت: ابروی ماه سیمایی رادر کانون چشمم جای داده ام،رخسار نوجوانی راکه گرداگرد صورتش موهای نرم ولطیفی روییده، درخلوتگاه دل تصویرسازی کرده ام.
نقش می بستم که گیرم گوشه ای زان چشم مست
طاقت وهوش ازخم ابروش طاق افتاده بود


ادامه مطلب

بـه عــــــزم تـوبـه سـحـر گـفـتـم استخـاره کـنـم

چهارشنبه 15 آذر 1396


بـه عزم توبه سـحر گـفـتـم استخـاره کـنـم

بهارتوبه شـکن می‌رسد چـه چـاره  کـنـم؟!


دراین غزل طنزی بسیارلطیف وحافظانه نهفته است.طنزی 


که بیانِ آن منحصراٌ دراختیارحافظ است وکمترشاعری می 


تواندچنین ظریف ورندانه حقِ مطلب رااداکند......  

 


ادامه مطلب

به غیرازآنکه بشددین ودانش ازدستم

سه شنبه 30 آبان 1396



به غیرازآنکه بشددین ودانش ازدستم 
بیا بگوکه زعشقت چه طَرف بربستم 
طـَرْف بربستن : سود جستن –نفعی به دست آوردن . شاعر بارندی وبازبانِ حافظانه، گلایه می کندتاشاید که در کانون ِتوّجهِ معشوق زمینی خود قرارگیردمی فرماید :
من در عشق تـو جز از دست دادنِ دین و دانش، هیچ سودی ونفعی نبرده ام بیا خودت ملاحظه کن وببین که چه چیزهایی ازدست داده ام درحالی که هیچ ازنعمت وصالِ توبهره ای نبرده ام. اوبایادآوری وبازگوییِ چیزهایی که ازدست داده، قصدِتحریک سازی وجریحه دارنمودنِ احساساتِ یار رادارد.
سایه ای بردلِ ریشم ای گنجِ روان
که من این خانه به سودایِ توویران کردم


ادامه مطلب

به دام زلفِ تو دل مبتلای خویشتن است

چهارشنبه 24 آبان 1396



به دام زلفِ تو دل مبتلای خویشتن است
بکُش به غمزه که اینش سزای خویشتن است
دل مبتلای خویشتن است: دل به میل و اختیار خود آمده وخودرابه بندِ زلفِ توبسته وگرفتار ساخته است.
بکُش به غمزه: به جفای دلبرانه بکُش.
معنی بیت: دلم که درمیان حلقه های زلفِ تو به دام افتاده، خود کرده ایست که استحقاقِ مرگ را دارد. اوبه میل واراده، خودرا به بندِ زلفِ توبسته، به جوروجفا وحرکاتِ دلبرانه بکش که سزاوار کشته شدن است.
خیال تیغ توباما حدیثِ تشنه وآب است
اسیرخویش گرفتی بکش چنانکه تودانی


ادامه مطلب

به دورِ لاله قـدح گـیـر و بی ریـــا می‌ بـاش

سه شنبه 23 آبان 1396



به دورِ لاله قدح گـیر و بی ریــا می‌باش

به بـوی گل نفسـی هـمـدم صبـا می‌باش


دور : دوران، فصل ، زمان   

به بـوی گل : ایهام دارد : 1- شمیم،رایحه ، عطر 2- میل ، آرزو،امید   

صبا : بادِ ملایمِ صبحگاهی که از شمال می‌وزدوپیام رسانِ عاشق ومعشوق است.

بین "بو" - "بادِ صبا" و "دَم" ایهامِ تناسب برقرار است .

 درمجلسی که جامِ شراب به گردش درمی آید،خالصانه وبی هیچ تظاهری حاضرباش، هنگامِ بهار جامِ شراب سربکش و تظاهر و ریا را از خود دور کن ، خالص باش وبا استشمامِ عطرِ گل،ازفیض بخشیِ بادِصبا نیزبهره مندشو....

                                                 


ادامه مطلب

به سرّ جام جم آنگه نظر توانی کرد

دوشنبه 22 آبان 1396



به سرّ جام جم آنگه نظر توانی کرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
جامِ جم کنایه ازدلِ عارفِ آگاه ووارسته است. وقتی که عارفی به وصالِ معشوق برسد دلش همچون جام جم، وهمانندِآیینه ،حقایق راانعکاس می دهد وصاحبِ معرفت وکرامات می گردد. آیینه ای که اسکندر وجمشید قصدداشتندبا زور و قدرت ولشکرکشی به دست آرند،لیکن موّفق نشدند،چراکه "جامِ جم"متاعی نیست که بازر وزور به دست آیدبلکه بلعکس با ازدست دادن ورها شدن از زر وزور وعلایقِ دنیوی به دست می آید.......


ادامه مطلب

به صوت بلبل و قُمری اگر ننوشی می

یکشنبه 21 آبان 1396





به صوت بلبل و قُمری اگر ننوشی می
علاج کی کنم اَت آخرالدّواء اَلْكَی
آخِرُالدَواء: آخرین دارو، معالجه نهایی.
اَلْكَی : داغ كردن، سوزانیدن
  «آخر الدواء الکی» به معنی داغ کردن وسوزانیدن زخم است. اصطلاحی پزشکی است که از عربی وارد زبان فارسی شده است. این اصطلاح زمانی بکارمی رفت که درمعالجه‌ی زخم‌های شدیدهیچ کاری نمی‌شد کرد دست آخر باید زخم را می سوزانیدند. دراینجا منظور داغ کردن وسوزانیدن نیست بلکه ازابتدا به سراغ کارآخررفتن است.
معنی بیت:( اگرآفتاب تورامست نسازد،اگرنتوانی بانسیم به رقصی...) اگربه آوازبلبل وترانه ی قُمری وسوسه ی باده نوشی درجانت نیافتد وباده ننوشی من چگونه می توانم تورامدوا کنم؟ به طنز می فرماید: زمان درمان توگذشته ،وضعیّت تو شرایط خاصی پیدا کرده! بهترآنست که برای درمان تو، وقت رابیهوده تلف نکنم وکاری را که به عنوان گزینه ی آخردرآخر قرار است انجام دهم ازهمان ابتدا انجام دهم!
من نگویم که کنون با که نشین وچه بنوش
که توخود دانی اگرعاقل وزیرک باشی


ادامه مطلب

به کوی میکده هر سالکی که ره دانست

سه شنبه 2 آبان 1396



به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
دری دگر زدن اندیشه ی تَبه دانست
كوی میكده: درفرهنگِ حافظانه، کوی میکده همانجائیست که آدمی،آزادانه جامی شراب سر می کشد، ازمنیّت وخودخواهی خلاص می شود، بندِ تعلّقات گسسته می گرد ودر عالم مستی به پروازدرمی آید.  درآن عالم سبکباری  وبی وزنی ،ترسها فرومی ریزد وآدمی بدون واهمه ازآتش دوزخ وبی آنکه طمعی به بهشت  داشته باشد، آزادانه به عشقبازی بامعشوق اَزلی می پردازد. میکده درفرهنگِ حافظانه درمقابل مسجد و خانقاه وصومعه قرار دارد......


ادامه مطلب

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟

پنجشنبه 27 مهر 1396


به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود


که جوش شاهدوساقی وشمع ومشعله بود


مشغله : کار و بار - سرگرمی ، در اینجا به معنی سرو 

صدا ، غوغا و ولوله است . 

جوش : هنگامه - ازدحام   

شاهد : زیبا رو   

مشعله : قندیل ، چراغدان - شمعدان

این بیت تصویرِ خیال انگیزی دارد.خداوندا.. شگفتا.. 

نمی‌دانم در کویِ میکده ، سحرگان چه هنگامه ای برپا 

بود؟ چه غوغایی به راه افتاده بود،  ازدحامِ  معشوق 

و ساقی وشمع وچراغدان بود همه در جوش وخروش

بودند!. ..........


ادامه مطلب

به مژگان سیـه کردی هزاران رخنـه در دینم

چهارشنبه 26 مهر 1396

 


 بمژگان سیه کردی هزاران رخنه دردینم

بیاکزچشم بـیمارت هـزاران دردبرچینم


خطاب به معشوق:

جذابیّتِ مـژگانِ سیاهِ تو آنقدراثربخش است که همانند تـیـر هایِ نابودگر، دیـن وایمانِ مراهدف قرارداده، نـفـوذ کرده وبرباد داده است.

سیاهیِ مژگانِ معشوق،سیاهی وظلمتِ کفری راتداعی می نمایدکه روشناییِ دین وایمانِ شاعر را ازبین برده است. درجایِ دیگری بجایِ "سیاهیِ زلف" ازواژه یِ "کفرِزلف" استفاده کرده ومی فرماید:

زِ کفرِ زلفِ توهرحلقه ای وآشوبی

زِسحرِچشم توهرگوشه ای وبیماری.....



ادامه مطلب

به مُلازمانِ سلطان که رساند این دعا را

سه شنبه 25 مهر 1396




به مُلازمانِ سلطان که رساند این دعا را
که به شُکر پادشاهی ز نظر مَران گدا را
مُلازمان: همراهان وخدمتگران
بعضی ها این غزل راعارفانه درنظرگرفته و معناهای به اصطلاح عارفانه برداشت کرده اند! معناهایی که بااین غزل هیچ تناسبی نداشته  ونه تنها حافظانه نیست،بلکه بسیارخنده دار و نابجاست. چراکه کاملاً روشن است که مخاطبِ موردِ نظرِحافظ دراین غزل، پادشاهِ وقت(احتمالاً شاه شجاع) است که حافظ با او رابطه ی عاطفی واُنس واُلفتی روحانی داشته وحال روابطشان بنابه دلایلی روبه تیرگی گرائیده ویاقطع شده است.  حافظ ازشاه می خواهد به شکرانه ی این پادشاهی، گدارا(حافظ را) فراموش نکند.  مگرمی شود  خداوندراخطاب قرارداد و گفت: به شکرانه ی این که خداوندهستی، گدایان را فراموش مکن؟!؟  اینان به خیالِ خام خویش بااین برداشت های محافظه کارانه، قصد دارند ازحافظ که محبوبِ دلهاست، چیزی شبیهِ به خودشان بسازند! بعضی نیز ازاین ازروی دلسوزی واز بیم ِ اینکه مبادا به جایگاهِ عرفانی و محبوبیّتِ حافظ خدشه ای وارد گردد، سعی می کنند بابافتن ِآسمان و ریسمان به یکدیگر، وبا برداشت های شخصی ،
ازغزلیّاتی که حافظ صرفاً برای بیانِ احساسات و عواطفِ شخصی خویش سروده، تصویری عارفانه  ارایه دهند! غافل ازاینکه اصلاً رازِ محبوبیّتِ حافظ درعارف بودن اونیست !
رازمحبوبیّت اودراین است که شبیهِ هیچکس نیست وهیچکس نیزنمی تواند شبیه اوباشد، حافظ نه عارف است،نه صوفی،حافظ نه مسلمانست نه کافر،حافظ نه شیعه هست نه سنّی، حافظ فقط "حافظ " است وبس وتا همیشه محبوب دلها باقی خواهدماند.
بخشی ازهنرحافظ این است که اتّفاقاتِ روزمرّه ی زندگی را،بازبانی گاه ساده،گاه پرابهام وایهام،گاه عارفانه،گاه عاشقانه،گاه باطنز وطعنه،چنان شیوا و شیرین بیان می کندکه همه دوست دارندبشنوند، زیرلب زمزمه کنند ویاباصدای بلند آواز بخوانند واز نکاتِ عبرت انگیز آنها بهره ببرند.
معنی بیت:
چه کسی حاضراست این پیام ودعای مرا به همراهان وخدمتگزاران پادشاه  برساند وازاو بخواهدکه ازطرفِ من به سلطان بگوید: به شکرانه ی اینکه توپادشاهِ مقتدری هستی  سعی کن  گدا(منظورخودِ شاعراست)  را ازدرگاهِ خویش مَرانی و بابذل توجّه وعنایت به حال گدای خویش، شکرگزارنعمتِ پادشاهی باشی. ازنظر راندنِ گدا وبی توجّهی به اوموجبِ خشم خداوندیست وپادشاهی موردِ لطف خداوند قرارخواهد گرفت که باضعیفان وتهیدستان به نیکی رفتارکند.
ای پادشاه حُسن خدارابسوختیم
آخرسئوال کن که گداراچه حاجت است


ادامه مطلب

به وقت گل شـدم از تـوبــه‌ ی شـراب خـَجـِــل

سه شنبه 25 مهر 1396

به وقت گل شـدم از تـوبــه‌ی شـراب خـَجـِــل

کــه کـس مـبــاد ز کــردار نـاصـــواب خـَجـِــل

باتوّجه به اینکه یکی از چیزهایی که در "وقتِ گل – موسم ِبهار" خوشایند نبوده ونیست ،ترکِ شادی وتوبه از شادیخواری(باده نوشی ) است ،"شاعر"که ازشراب خوری توبه کرده بوده بامشاهده یِ بهار وگل وسرسبزی، ازتوبه یِ خویش شرمنده و پشیمان شده وقصدِ شکستنِ آن کرده است وآرزومندِ این است که هیچ کس نیز همانندِشاعر درچنین شرایطِ نادرستی قرارنگیرد.....



ادامه مطلب

20 مهر روز بزرگداشت حافظ

پنجشنبه 20 مهر 1396


 برسرتربتِ ماچون گذری همّت خواه 
که زیارتگه رندان جهـان خواهد بود

مطابق تقویم رسمی ایران ۲۰ مهر ماه روز بزرگ‌داشت حضرت حافظ نامیده شده است.آرامگاه او در شهر شیراز و در منطقهٔ حافظیّه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گل‌های جان‌پرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شده‌است. امروزه این مکان یکی از جاذبه‌های مهمّ گردشگری به شمار می‌رود و بسیاری ازرندان،مشتاقان شعر و اندیشه ی حافظ را از اطراف جهان به این مکان می‌کشاند. بیست و یکمین دوره از بزرگداشت یادروز حافظ چهارشنبه شب 19 مهر ماه96در محل آرامگاه خواجه اهل راز (شیراز) و با حضور گسترده ی مردم، برگزار شد.
              
روزحافظ برحافظ خوانان،حافظ دوستان وحافظانه اندیشان مبارکباد.



خاطرات تاریخی

جمعه 14 مهر 1396

 

خاطرات 
ماندگار ملاقات
 تاریخی با سلطان عشق استاد شهــریار



بی تـو ای سـرو روان بـا گل و گلـشن چه کـنـم ؟

چهارشنبه 12 مهر 1396

 


بی تـو ای سـرو روان بـا گل و گلـشن چه کـنـم ؟


زلف سنبل چه کشم ؟ عارض سوسن چه کنـم ؟


خطاب به معشوق:ای سروِ روان (اشاره به قدوبالایِ رعناوبلندِیار و خرامیدن،چمیدن وبه طنازی رفتنِ او دارد) بدونِ حضورِ تـو ، من با گل و گلستان چه کاردارم؟ 

وقتی تونباشی باغ وبستان هیچ لطفی ندارد. من بی حضورِتو از گیسوانِ سنـبـل و رخساره یِ  سوسن، هراندازه هم دلکش و افسونگر باشند لذّتی نمی برم.

بابیانِ این نکته که : "من بی حضورِتو کاری باگل وگلشن ندارم" این معنانیز تداعی می شودکه: رخسارِ تـو از چهره‌یِ زیبایِ سوسن زیبا تر و گیسوانِ تو ازگیسوانِ سنبل دلکش ترو بلندتر است......


ادامه مطلب

بی مهرِرُخت روز ِ مرا نور نماندست

چهارشنبه 12 مهر 1396



بی مهرِرُخت روز ِ مرا نور نماندست 
وزعمر مرا جز شب دیجور نماندست
مِهر:  آفتاب
دیجور: تاریك، ظلمانی
معنی بیت: روزهای من که با آفتاب رخسارتو روشن بود، حال که رفتی، هیچ روشنایی درروزهای من نیست. وازعمر جز ظلمت وتاریکی،چیزی برای من باقی نمانده است. ازفراق تو درتاریکی فرورفته ام.
اگر به دست ِ من افتد فراق رابکُشم
که روزهجرسیه باد وخان ومان فراق


ادامه مطلب

بیاباما مَورزاین کینه داری

سه شنبه 11 مهر 1396



بیاباما مَورزاین کینه داری
که حق صحبت دیرینه داری
باتوجّه به بیت چهارم مخاطب این غزل "شیخ" است. ظاهراً بنظر می رسد که حافظ مدّتی بااین شیخ مراوده ودوستی داشته است لیکن پس ازاینکه حافظ طریق عشق ورندی اختیارمی کند دوستی آنها قطع شده وشیخ مبادرت به کینه ورزی وبدگویی حافظ می نماید.
مَورز: مپرداز،انجام مده، 
كینه داری: دشمنی کردن،كینه ورزیدن 
حق صحبت: حق دوستی
دیرینه: قدیمی
معنی بیت: بیا و حرمت حق دوستیِ قدیمیمان رانگاهدار ازاین پس بامادشمنی مکن.
سر وزَر ودل وجانم فدای آن یاری
که حق صحبت ومِهرووفانگه دارد


ادامه مطلب

بیا که تُرکِ فلک خوان روزه غارت کرد

سه شنبه 11 مهر 1396



بیا که تُرکِ فلک خوان روزه غارت کرد
هلالِ عید به دور قدح اشارت کرد
حافظِ رندِعاشق پیشه ی خرابات نشین، دراین غزل ناب ونغز، عُصاره ی جهان بینی وافشرده ی باورها واعتقاداتِ شخصی خود رابه مخاطبین غزل ودوستاران خویش هدیه کرده است.
تُرک فلک :  چرخ فلک، به غارتگران تُرک تاتاری مانندشده است. تاتارهای چپاولگر، به یغما وتاراج کردن بی رحمانه شهرت داشتند وبه صغیروکبیررحم نمی کردند. ازهمین واژه ی آغازین غزل"تُرکِ فلک" کاملاً پیداست که حافظ ازبرچیده شدن بساطِ روزه بسیارخرسند وشادمان است. چراکه درآن روزگاران، ماه رمضان پیش ازآنکه ماهِ تزکیه ی نفس ومیهمانی خدا بوده باشد عرصه ی جولانِ متعصّبین یکسویه نگرو زاهدان ریاکاربود وبازار فریب وریا دراین ایّام بسیار گرم وپررونق می گردید. ضمن آنکه حافظِ رند،"تُرکِ فلک" رابگونه ای بکار گرفته که دلواپسانِ عرفان زده، باآسمان وریسمان به هم بافتن نیزنتوانندازاین غزل ناب منفعت طلبانه برداشت معنا نمایند.....


ادامه مطلب

بیـا که رایَت منصور پادشاه رسید

دوشنبه 10 مهر 1396


بـیـا  که  رایَت منصور پادشاه رسید

نویدفتح وبشارت به مهروماه رسید


رایَت : پرچم ، درفش  

منصور : پیروزمند ، سرافراز – همچنین نامِ واپسین پادشاهِ سلسله یِ آلِ مطفرکه در سال 795 قمری در نبردی شجاعانه باتیمورلنگ کشته شد.

شاه منصور، فرزند شرف‌الدین مظفر و برادر زاده یِ شاه شجاع بود. هنر شاعر در به کار گرفتن کلمه یِ منصور در مطلع غزل است که هم به عنوانِ صفت برای رایت و هم به  عنوان  اسم برای  پادشاه مورد نظر است، قابل توّجه  وتأمّل است.

از  زیباییهایِ  دیگر  این بیت،  قرار گرفتنِ  واژه هایِ  هم خویشاوندِ :  (رایت - منصور-  شاه- نوید-فتح و بشارت) درکنارِیکدیگر وخَلقِ روحِ بلندِ حماسیست.دفترس

این غزل  را حافظ  به  مناسبتِ  فتحِ  شیراز  توسطِ شاه منصور سروده است. اوفردی شجاع،غیور ووطن دوست در مقابلِ غارتگریِ تیمور لنگ بود.  اگرچه تمامِ تلاشِ شاه منصور صرفِ بیرون راندنِ تیمورلنگ گردید،لیکن توفیقی حاصل  نکرد و با خیانتِ یکی از  امیرانِ  لشکرش  به نام "محمد بن زین‌ العابدین" شکست خوردو  سرانجام دل بر مرگ  نهاد و با  رشادت و  جانفشانی ، در حملاتِ  پیاپی، گروهی از سپاهیانِ امیر  تیمور  را  به هلاکت رساند، ودر پایانِ کار  با همه یِ شجاعت و  فداکاری شکست خورد و درگیر ودارِ نبردی بی امان جان باخت...... 


ادامه مطلب

بیا وکشتیِ ما درشطِ شراب انداز

یکشنبه 9 مهر 1396



بیا وکشتیِ ما درشطِ شراب انداز
خروش وولوله درجان شیخ وشاب انداز
"کشتی ما": بسیاری ازشارحان براین عقیده اند که باتوجّه به اینکه درقدیم جام شراب رابعضاً بشکل وشبیهِ کشتی درست می کرده اند منظور حافظ از"کشتی"همان جام شراب است! لیکن بنظر نگارنده ی این مطلب، جام شراب با رودخانه ی شراب سنخیّت وتناسب شاعرانه ندارد وبرای پرکردن جام شراب رودخانه لازم نیست وبااین برداشت، لطف مصرع دوم نیززایل می گردد برای اینکه خروش وولوله وقتی برجان شیخ وشاب می افتد که کاری غیرمعمول و شگفت آور صورت بگیرد نه برای پرکردن جام شراب! 
حافظ دراینجاازشدّتِ عطش واشتیاق، ازساقی می خواهد که کاری غیرمعمول وبی سابقه انجام دهد وکشتی ِ وجودِ شاعر رابه داخل رودخانه ی شراب بیاندازد تاشیخ وشاب نیز به چشم خویش کاری غیرمعمول دیده وبه خروش آیند....


ادامه مطلب

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

شنبه 8 مهر 1396


بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم طرحی نو در اندازیم

ایـن غزل پاسخِ محکم ودندان شکن برای کسانیست که حافظ رامتهّم به جبری گری می کنند. مفاهیمِ این غزل اختیار گرایانه بودنِ حافظ رااثبات می کند. درحقیقت حافظ رانمی توان به موضوعِ خاصی متهّم ساخت. اوفرزانه ای آزاداندیش ومجموعه ای از اضداداست وفراترازمذاهب ومرزها می اندیشد.

"گل برافشاندن" : گلریـزان ، بر سر کسی گل ریختن،

"می در ساغر انداختن" : شراب در جام ریختن ، "اقدام به بـاده نـوشی کردن"

"گل برافشانیم" و "می در ساغر اندازیم" ، هر دو نشانه‌ی شادی و شادمانی کردن است.

«فـلـک را سقـف بـشـکافـیـم» به هرآدمی امید وانرژی می دهد تاآغازی دوباره داشته باشد. در نظرگاهِ شاعر،ایستایی معنایی ندارد وهرپایانی سرآغازی دوباره است.«طرحی نودراندازیم»اراده یِ آدمی رابه خلّاقیت وابتکار تشویق می کندوروح وروانش راپویامی نماید.

بـیـا شادمان باشیم و جشنی برپـا نماییم ،گلریزان کنیم و به بـاده نـوشی بـپـردازیـم. و هرگز تسلیم نشوییم مامی توانیم حتّاسقفِ آسمـان را بشکافیم و شـالـوده‌ و اساسی تـازه بـنـا نهیم.

حافظ خاطرنشان می سازدکه انسان نـیـرویِ شگفت انگیزِ عظیم و نهفته‌ای دارد که می‌تـوانـد کارهای عجیب و غریب انجام دهد،تـا آنجا که می‌خواهد دست به آفریـنـشِ عالمی و آدمی دیگر بزند :

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت و ز نـو آدمی.......


ادامه مطلب

فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic