حافـــــــــــظانه

بامدّعی مگوئید اســــرار عشق ومستی

ای که با سلسله ی زلف دراز آمده‌ای

جمعه 8 دی 1396



ای که با سلسله ی زلف دراز آمده‌ای
فرصتت باد که دیوانه نواز آمده‌ای
سلسله: زنجیر
سلسله ی زلف: زلف به زنجیر تشبیه شده است. زنجیری که برای بستن دلهای دیوانه وشیدا مناسب ترین بنداست. 
فرصتت باد: دوران ازآن ِتوباد
دیوانه نواز: نوازنشگردلهای عاشق ودیوانه 
معنی بیت: ای دلسِتانی که با زنجیرزلف به تجلّی درآمده ای امیدوارم که مجال کافی داشته باشی  که جلوه گریهای تونوازشگردلهای شیدا وعاشق است.
من دیوانه چو زلف تورهامی کردم
هیچ لایقترم ازحلقه ی زنجیرنبود


ادامه مطلب

ای که دایم به خویش مغروری

جمعه 8 دی 1396



ای که دایم به خویش مغروری
گر تو راعشق نیست معذوری
مخاطب این غزل مدّعی  ومنکرعشق یا احتمالاً صوفی وزاهدیست  که پنهانی شراب می خورد لیکن است عشق رانفی می کند.
معنی بیت: ای که مدام به رفتارها وکردار خویش (پرهیزگاریها وتزکیه ی نفس ظاهری خویش) مغرور هستی ومی نازی بدان که تازمانی که عشق راقبول نکنی ودرطریق عشق گام نگذاری همینطور دردام غرور وتکبّرگرفتارخواهی ماند. باتوجّه به اینکه توازعشق گریزانی،عذرتو پذیرفتنیست که اینچنین مغرور وخودپسندباشی! تنها عشق است که آدمی راازبندِ غرور ومنیّت وکِبروناز رهایی می بخشد.
به عزم مرحله ی عشق پیش نه قدمی
که سودهاکنی اَراین سفرتوانی کرد


ادامه مطلب

ای که مَهجوری عشّاق روا می‌داری

جمعه 8 دی 1396




ای که مَهجوری عشّاق روا می‌داری
عاشقان رازبر خویش جدا می‌داری
مَهجوری : دوری، جدایی
روا می داری : جایز می شماری.
معنی بیت: ای معشوق وای حیبب، صلاحدید تو این است که عاشقان همواره ازتو دوربمانند تو پیوسته آنهارا ازدور وبرخویش دورمی کنی.
مشتاقی ومهجوری دورازتوچنانم کرد
کزدست بخواهدشدپایاب شکیبایی


ادامه مطلب

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

جمعه 8 دی 1396



ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مهِ عاشق کش عیّار کجاست
گویند که حافظ این غزل را زمانی سروده که امیرمبارزالدّین  شیرازرابه تصرّفِ خویش درآورده بود. دراثر این یورش، شیخ ابواسحاق حاکم شیراز و دوستِ صمیمی حافظ،  ازترس جانش متواری شده ودرنتیجه حافظ متاثّرازاین اتّفاق واگویه هایش را درقالبِ این غزل زیبا ابرازنموده است. با اینکه سندِ تاریخی ِ قابلِ قبولی دراین مورد دردست نیست ولی بعضی ازابیات ،بیانگر چنین اوضاع واحوالیست واحتمال دارد که این حدس وگمان صحّت داشته باشد. هرچه هست شاعر درآرزوی دیدن ِ محبوبی زمینی بوده وسعی کرده غم واندوهِ خویش راابراز نماید.....


ادامه مطلب

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی

پنجشنبه 7 دی 1396



این خرقه که من دارم دررهن شراب اولی
وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی
خرقه: لباس مخصوص صوفیان ودرویشان. حافظ درسراسردیوان گهرباربارخویش ازخرقه بیزاری جسته وآن رامستوجب آتش دانسته است. خرقه گرچه نمادِ پرهیزگاری وتزکیه ی نفس است لیکن حافظ بدان سبب که خرقه پوش باپوشیدن لباس مخصوص، ادّعای پرهیزگاری داشته وخودراانگشت نمای خلق می کند آن رانمی پسندد وبراین باوراست که برای دینداری وپرهیزگاری نیازی به پوشیدن لباس مخصوص نیست وپرهیزگاری باید درباطن وقلب وجان آدمی صورت پذیرد نه درظاهرولباس. ضمن آنکه درآن روزگاران کم نبودندصوفیانی که باپوشیدن خرقه ووانمودکردن به تقوا ودینداری مردم را فریب داده وازاعتماد آنها درجهت حفظ منافع شخصی استفاده ی سوء می نمودند و چون به خلوت می رسیدند آن کاردیگرمی کردند. به همین سبب حافظ درطول تمام عمرخویش از"خرقه وخرقه پوش" بیزاری می جست وآن رااسباب ریا وتظاهر وحُقّه بازی می دانست.
رَهن: گِرو
اولی : بهتر، سزاوارتر
دفتربی معنی : باتوجّه به اینکه دفتر وکتاب نیزهمانندِ "خرقه" همواره دستآویزفرصت طلبان وریاکاران و حُقّه بازان بوده حافظ آنهارا نیزبی معنی دانسته تابدینوسیله فضاسازی کرده و توانسته باشد برتریِ شور واشتیاق وعشق ِقلبی رانسبت به زهد وتقوا نشان داده وآن رابرجسته سازی کند.
معنی بیت: این خرقه ای که من برتن دارم فاقد ارزش است فقط به درداین می خورد که درمقابل جام شرابی گِروگذاشته شود واین  دفتر ِ به ظاهر دانش و كتب درسی دینی بی معنی سزاوار آن است که به می ناب شسته شود هیچ سودی از این خرقه ودفتروکتاب حاصل نمی شودو سودمندی اینهادرقیاس با سودی که از شرابخواری وعیش وعشرت نصیب آدمی می شود هیچ است.....


ادامه مطلب

ای نورچشم من سخنی هست گوش کن

پنجشنبه 7 دی 1396




ای نورچشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پراست بنوشان ونوش کن
"چون ساغرت پراست"کنایه ازداشتن دارایی و ثروت ،سلامت جسمی ودرنازونعمت بودن است. لیکن مطابق روال همیشگی، حافظ دراینجا نیز که سخن پیرامون خیررساندن به خود ودیگران است منظور خودرابا ادبیّات موردعلاقه ی خویش که همان ادبیّات شیرین،بی  ریا و صادقانه ی میکده ایست بیان می کند والحق که چه زیبا و لطیف ازعهده ی اینکاربرمی آید.
معنی بیت: ای عزیز سخنی باتو دارم این سخن بشنو وبکارگیر که رستگاری وسعادت دراین است: تازمانی که صاحب دولت وثروت هستی هم خودت استفاده کن هم  نیازمندان ومستمندان راتحت حمایت خویش قراربده ودرراه خیر ونیکی قدم بردار.
 بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زَر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند


ادامه مطلب

ای هُدهُدِ صبا به سبا می‌فرستمت

چهارشنبه 6 دی 1396



ای هُدهُدِ صبا به سبا می‌فرستمت
بنگر که ازکجا به کجامی‌فرستمت
حافظ این غزل رابانظرداشتِ داستانِ "سلیمان وبلقیس" خَلق کرده است. برای درک بهتر مضامین وعباراتِ ابیات حتماًباید پیشاپیش از این داستان پیش زمینه ی ذهنی داشت. درشرح واژه ها وعبارات به گوشه هایی ازاین داستان اشاره خواهدشد. 
هُدهُد: پرنده‌ای خاکی‌رنگ، کوچک‌تر از کبوتر با خال‌های زرد، سیاه، و سفید که روی سرش دسته‌ای پَر به ‌شکل تاج یا شانه دارد؛ شانه‌به‌سر؛ مرغ سلیمان؛ پوپک؛ شانه‌سرک؛ کوکله. در خوش‌خبری به ‌او مثل می‌زنند.
حضرت سلیمان بالشکریان خویش راهی سفرمکه بود. ناگهان دید "هدهد" مرغ موردعلاقه اش در میان پرندگان نیست. جستجوکردند وهدهد پیدا شد. هدهد به حضورسلیمان آمد وعلت غیبت اش را چنین توضیح داد:" پروازکنان به شهرسبا رسیدم دیدم ملکه ی آن شهرزنی زیباروی بود مردمانش به جای خداوندیکتا خورشید می پرستیدند...."
سلیمان تا این بشنید دستوردادنامه ای به بلقیس نوشتند وآنهارابه پرستش خداوند دعوت کرد..... سلیمان هدهد راماموررساندن نامه به بلقیس شد وباقی ماجرا......


ادامه مطلب

ای‌همه‌شکل‌تومطبوع وهمه جای توخوش

سه شنبه 5 دی 1396



ای‌همه‌شکل‌تومطبوع وهمه جای توخوش  
دلم از عشوه‌ی شیرین شکر خای توخوش 
گرچه این غزل ساده وروان سروده شده واز پیچیدگیِ معنایی برخوردار نیست. اماتوصیف ها وتعریف های نابی خالی ازلطف نیست. مخاطب اصلی ازآغازتاپایان معشوق است ودرتمجید و تعریف اوبیان شده است. لازم به توضیح است که معشوق از نظرگاه حضرت حافظ گاه زمینی وگاه عرفانی وآسمانیست.
مطبوع : مورد پسند طبع ، دلـپـذیر     
 عشوه : کرشمه و ناز   ،   
شکرخا : نرم کننده‌ی شکر ، دراینجا منظور ازشکرخا " لب" است   
خطاب به معشوق است : ای یاری که چهره‌ و قیافه‌ وشمایل تو دلـپـذیـر است و جای جای وجودت نیکو و پسندیده است دل من از ناز و غمزه و لب شیرین  تـو شاد و خوش خرّم است...... 


ادامه مطلب

بــارهــا گــفــتــه‌ام و بـار دگــر می‌گـویـم

دوشنبه 4 دی 1396


بــارهـــا گــفــتــه‌ام و بــار دگـر می‌گویم


کـه منِ دلشده این ره نه به خود می‌پویم


ازآن هنگام که دردوراهی "عشق وعقل" بین حافظ وفقها اختلاف افتادوحافظ عشق راانتخاب کردتاپایان عمر،پایِ اصراربراعتقادِ خویش فشردوهرگز یک قدم عقب نکشید. دراغلبِ غزلیات واشعارِ خویش به درستی وبرحق بودنِ "عشق" وارجحیتِ آن بر"عقل ومصلحت اندیشی" اشاره کرده وبارها وبارها، بلکه هزارهاباربه این حقیقت تأکیدنموده وتاواپسین نفس برخطِ فکریِ خویشتن پایبندمانده است.......


ادامه مطلب

بــاز آی سـاقیـاکـه هـوا خـواه خـدمـتـم

دوشنبه 4 دی 1396


بـــاز آی سـاقیـا که هوا خـواه خدمتـم

مـشتـاق بـنـدگــیّ و دعـاگـوی دولـتـم


ای ساقی ! کجایی؟ باز گرد، من آرزویِ خدمتگزاریِ تـو رادارم. من اشتیاقِ اطاعت وفرمانبرداریِ تـو را دارم و درهمه حال خیرخواهِ دولتِ وجودِتو و خواهانِ سعادتِ تـو هستم .  

 "ساقی" در لغت به معنیِ سقـّاست ؛ کسی که آب یا شراب می‌دهد و در اصطلاح عرفانی عامل وواسطه‌یِ فیض است ، امّا "ساقیدربسیاری ازغزلهایِ حافظ به معنیِ خودِمعشوق است  .

این همه عکس می ونقشِ نگارین که نمود

 یک فروغِ رخ ساقیست که درجام افتاد.......

 


ادامه مطلب

بازآی ودل تنگ مرامونس جان باش

دوشنبه 4 دی 1396



بازآی ودل تنگ مرامونس جان باش
وین سوخته رامحرم اسرارنهان باش
حافظ عاشق پیشه دل نازنین اَش به تنگ آمده وبنظرمی رسددرشرایط اندوهباری بسرمی برد که اینچنین دلداررامی طلبد تابازگردد وبرای دل تنگش ،اَنیس ومونس جان باشد. امّاطبق معمول، غزل صرفاً درامتدادِ ابرازاحساسات عاشقانه پیش نرفته است. یکایک ابیات این غزل،همانند سایرغزلها هرکدام به تنهایی (خارج ازگودغزل نیز ) مستقلاً یک بیت الغزل معرفت، وصفحه ای ازکتاب منشور رندیهای حافظ به شمارمی روند زیرااین ابیات نغزولطیف درحقیقت از اندیشه های پرنیانی  وباورهای حافظانه مایه می گیرند وظرایف ولطایف افکارخواجه راانعکاس می دهند.
معنی بیت: بازگرد ودوباره برای دل بیقرار وازغم گرفته ی من، همان مونس جان باش که پیش ازاین بودی و قراروآرامش می بخشیدی بازگرد وبرای این دلِ سوخته درآتش دوری، رازدارباش تابتوانم آنچه که درفراق تودیده ،شنیده وکشیده ام بازگویم.
یارب کجاست محرم رازی که یک زمان
دل شرح آن ده که چه گفت وچه هاشنید


ادامه مطلب

باغبان گرپنج روزی صحبت گل بایدش

دوشنبه 4 دی 1396



باغبان گرپنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
درادبیات عاشقانه "گل" نمادِ معشوق و"بلبل" نماد عاشق است.
صحبت گل: همنشینی ومصاحبت کردن باگل
صحبت گل بایدش: درپی هم نشینی باگل است
جفا: ظلم وستم،نامهربانی وآزار
خارهجران: هجران به خارتشبیه شده است
صبربلبل: صبری به میزان تحمّل بلبل. امّاخوب که بنگری بلبل صبرخوبی ندارد وبیشتربه بیقراری وبیتابی شهرت دارد وحتّا درعین وصل نیزبیقراری می کند. حافظ باانتخاب وبکارگیری هوشمندانه ی "صبربلبل" به باغبان یادمی آورمی شود که باید صبرکنی ولی بیتابانه، باید لحظه لحظه ی توتاشکوفایی گل دربیقراری بگذرد بایدناله هاسرکنی وباتمام وجوددرانتظارجلوه گری گل بسربری، بایدخوروخواب توگل باشد.
بایدش: باید اورا،  دراینجا بیشترمعنی "گل لازم است" دارد.
معنی بیت: باغبان چنین می اندیشد که نیازدارد  چندروزی ازمصاحبت  باگل لذت ببرد اگرمشتاق است که هفته ای باگل همنشین گردد باید هزینه ی آن را پیشاپیش پرداخت کند بارها نیش و آزار خارببیندوصبری به اندازه ی بُردباری ِبلبل داشته باشد تا گل مُراد بروید و بشکفد وبه تجلّی درآید(البته اگربخت واقبال نیزیاری کند)
بلبل عاشق توعمرخواه وصبوری
باغ شود سبز وشاخ گل به درآید


ادامه مطلب

باغ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است

دوشنبه 4 دی 1396



باغ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است
شمشادِ خانه پرور ما از که کمتر است؟
اگراشتباه نکرده باشم حافظ بیش ازهشت بار از واژه ی "شمشاد"استفاده کرده ودر همه ی این ابیات، اشاره به قدوقامتِ شاه شجاع نموده است. بنظرمی رسد این واژه نیز همانندِ واژه ی "شهسوار" کلیدیست واختصاص به این پادشاه خوش قد وقامت داشته است. سرو وصنوبر معمولاً درتوصیفِ قامتِ دختر وشمشاد در توصیفِ قد وبالای پسربکارمی رفته است.......


ادامه مطلب

بالابلند عشوه گر نقش باز من

یکشنبه 3 دی 1396



بالابلند عشوه گر نقش باز من
کوتاه کرد قصّه ی زهد دراز من
بالا بلند: بلند بالا، بلندقامت 
عشوه گر: عشوه پرداز، دارای نازواِفاده
نقش باز: حیله گر، کسی که توانمندی فرورفتن درنقش های متفاوت رادارد.
قصّه ی زهدِ درازمن : ماجرای دراز تقوی وپرهیزگاری من.
معنی بیت: معشوق خوش قد وقامت، خوش حرکات وبازیگرماهر من، با وعشوه پردازیهای دلبرانه، سرانجام دلم را  به یغما بُردوبه ماجرای پرهیزگاریهای طولانی من پایان داد. من که عمری باتقوی وزهد زندگی کرده بودم بناچار تسلیم عشق شدم وزهد وتقوی راکنار گذاشتم.
زهد من باتوچه سنجد که به یغمای دلم
مست وآشفته به خلوتگه راز آمده ای


ادامه مطلب

بـامـدادان کـــه ز خلـوتـگـه کـاخ ابــداع

یکشنبه 3 دی 1396


بـامدادان کـه ز خلـوتـگـه کـاخ ابــداع

شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع


ابداع : کاینات وهستی ، شمعِ خاور: خورشید


صبحگاهان که از خلوت سرایِ قصرِ هستی 

آفتابِ عالمتاب برهمه سو پرتو می افکند

 وروزی نو آغازمی شود.معنایِ این بیت

 بابیتِ بعدی کامل می گردد.......


ادامه مطلب

با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی

یکشنبه 3 دی 1396

 

با مدّعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی
مدّعی: کسی که ادّعایی دارد.
مدّعی،زاهد،صوفی وواعظ دریک صف واز شخصیّتهای منفور ومنفی درفرهنگ حافظانه هستند. روشن است که هیچیک ازاین شخصیّتها ذاتاً منفی ومنفورنیستند امّا زمانی که مدّعی دیگران راباطل وخودرابرحق می پندارد وتصمیم می گیرد ادّعای خودرابازور شمشیربه دیگران تحمیل کند ویا زاهد وعابد ریاکاری پیشه گرفته وبه فریب مردم مشغول می شود وواعظ پس ازجلوه فروشی درفرازمنبر چون به خلوت می رود به آن کاردیگرمی پردازد منفور ومنفی می گردند وحافظ به مقابله باآنها برمی خیزد ودست به آگاهسازی مردم میزند.
معنی بیت: بامدّعی که عشق راانکارمی کند ودگراندیشان را باطل می شماردصحبت نکنید واز اسرارعشقبازی وعیش وعشرت بازنگوئید اورابادرد خودپرستی وخودبینی خویش رها کنید تا با این درد ازبین برود.
حافظ جهان بینی جالبی دارد برخلافِ مدّعی که ادّعای خودرا بادیکتاتوری وزورشمشیربه دیگران تحمیل می کند حتّا بادشمنان خویش نیزمدارا پیشه می کند واگرکسی حاضربه پذیرش اعتقادات وباورهای او نگردد اورابه حال خویش رها می کند.
سرتسلیم من وخشت درمیکده ها
مدّعی گرنکندفهم سخن گوسر وخشت


ادامه مطلب

بـبـرد از من قرار و طاقت و هـوش

یکشنبه 3 دی 1396


بـبـرد از من قرار و طاقت و هـوش

بـُتِ سنـگیـن دلِ سـیمین بُناگوش


بُتِ سنگین دل  :یارِ زیباروی ، استعاره از نگار و محبوبِ سخت دل و بی‌رحم   

سیمین : نقره‌ای ، سفید ، بلورین

«بُناگوش» در اصل «بـُنِ گوش» است ، به نرمه‌یِ گوش  وقسمتی از گردن و چهره که در پایین واطراف نرمه‌یِ گوش است ، گفته می‌شود.

معنی بیت:

عقل و توان وتاب و آرامشِ مرا، دلبرِ سنگ دلِ گردن بلورینی ،برباد داده است . 

رشته یِ تسبیح اگربگسست معذورم بدار

دستم اندردامنِ ساقیِ سیمین ساق بود... 


ادامه مطلب

ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح

شنبه 2 دی 1396


ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
که ماه اَمن واَمانست وسال صلح وصلاح
این غزل راحافظ خطاب به شجاع سروده است. ظاهراً شاه شجاع برای ادب کردن شاه محمود لشکری عازم اصفهان کرده وبدون جنگ و خونریزی به هدف و خواسته ی خودنایل شده بوده که حافظ اینچنین امیدوارانه اورابه باده نوشی دعوت می کند.
 درصفحه 276 تاریخ عصر حافظ نوشته ی جناب دکتر قاسم غنی می خوانیم:" ....و نیز به ظنّ قوی غزل زیر که در غالبِ نسخ حافظ دیده می شود بعد از فتح اصفهان و بازگشت به شیراز سروده شده باشد...."
هلال: ماه نو،شب اوّل ماه
محرّم: پیش از اسلام در میان ماه های قمری چهار ماه (رجب، ذی القعده، ذی الحجه، محرم) حرام بوده که در آن بر طبق سنّت حتی در جاهلیّت جنگ و خون ریزی حرام و پیکار در آن زشت شمرده می شد و هر قبیله ای هم که با هم جنگ داشتند، مانند: اوس و خزرج که ۱۲۰ سال با هم نزاع و پیکار می کردند، در این چهار ماه متارکه می کردند. پس ازظهور اسلام نیزهمچنان تابه امروز ماه های حرام مورد احترام باقی مانده است. به همین سبب به ماه اَمن وصلح وصلاح معروف شده است. 
راح: باده، شادمانی
معنی بیت: (ای شاه شجاع، به شکرانه ی اینکه بلای یک جنگ ویرانگر مرتفع ودراین ماه محرم ماه بین تو شاه محمود صلح وسازش شد) هلال ماه محرّم راببین وساغرشراب طلب کن وشادمان باش که این ماه برای ما ماه اَمن وآرامش وسال صلح وصفا گشته است......


ادامه مطلب

بُتی دارم که گِرد گُل زسُنبل سایه بان دارد

شنبه 2 دی 1396



بُتی دارم که گِرد گُل زسُنبل سایه بان دارد
بهارعارضش خطی به خونِ ارغوان دارد
بُتی دارم: معشوقه ای زمینی دارم
گِرد گل :رخسارمعشوق به"گل" تشبیه شده است، گِرداگردِ چهره
سُنبل: گل سنبل که برگهای دراز وبلند دارد وتداعی کننده ی زلف معشوق است که بررخسار اوسایه انداخته است.
عارض: صورت
بهارعارضش: رُخسار لطیف وباطراوتش
خطی به خونِ ارغوان دارد: ایهام دارد ودومعنی می توان برداشت نمود: ۱- خط به معنای موهای لطیف ونورسته برگرداگردِصورت ودورلب، به رنگِ خونِ گل ارغوان( سرخ مایل به بنفش) است.۲- جلوه ی بهارِروی تو،خط بطلانی بررونقِ بازارگلِ ارغوان کشیده است. "خط" می تواند کنایه از دست نوشته ای شاملِ دستورقتل وریخته شدنِ  گلِ ارغوان بوده باشد......


ادامه مطلب

بخت از دهان دوست نـشـانم نمی‌دهــد

پنجشنبه 30 آذر 1396


بخت از دهان دوست نـشـانم نمی‌دهــد


دولت خـبـر ز راز نـهــانــم نـمـی‌دهـــــــد


بخت واقبال بامنِ عاشق سرِسازگاری ندارد،شانس وا قبال بامن نیست،"دهانِ دوست" (که درنظرِعاشق سر چشمه ی ِ آب حیات است)ازدسترسِ من خارج است و دولت (بخت واقبال) نیزیاری نمی کندوهیچ نشانی ازآن بی نشان(دهانِ یار)دراختیارِمن نمی گذارد......



ادامه مطلب

بروبه کار خودای واعظ این چه فریادست؟

پنجشنبه 30 آذر 1396



بروبه کار خودای واعظ این چه فریادست؟
مرا فتاده دل از ره تو را چه افتادست؟
واعظ: کسی که وَعظ وسخنرانی می کند. امّا در نظرگاه حافظ، کسیست که به آنچه که به دیگران می فرماید عمل نمی کند. واعظ در راس ِ هِرم ِ ریاکاری نشسته  وبه نکوهش و نصیحتِ دیگران مشغول است، در حالی که خود وقتی به خلوت می رسد آن کار دیگر می کند.!
دردیدگاهِ حافظ ، شیخ و زاهد ، مدّعی وعابد ،واعظ وصوفی همه دریک صف قرارداشته وهمواره ازآنها بیزاری جُسته است.
اینکه کسی برفرازمنبروبالاتر ازدیگران نشسته ویکسویه به وعظ وسخن گفتن می پردازد وبه دیگران اجازه ی اظهارنظر نمی دهد، درتربیت وهدایتِ مردم تاثیر چندانی نداشته وبه ویژه دراین دوران  که رسانه های متعدّد وپیشرفته ای وجود دارد کاملاً بیهوده است ........


ادامه مطلب

بـر سر آنـم که گر ز دست بـر آیـد

چهارشنبه 29 آذر 1396


بـر سر آنـم که گر ز دست بـر آیـد

دست به کاری زنم که غصّه سرآید


برسرآنـم : قصد آن دارم، تصمیی گرفته ام   

ازدست برآید : اگرمیّسرباشد ،چنانچه امکان پذیر باشد   

معنی بیت:

تصمیم گرفته‌ام اگرممکن گردد کاری بکنم، دست بکاری بزنم تاکه حسرت و اندوه وغمی که درحالِ حاضردچارِ آنم به پایان برسد.......


ادامه مطلب

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

چهارشنبه 29 آذر 1396



بشنواین نکته که خودرا زغم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
حافظِ فرزانه دراین غزل زیبا یک الگوی رفتاری حافظانه ای برای سعادت ونیکبختی ارایه می دهد. الگویی که پیشنیازآن رهایی ازغم وآماده شدن برای پذیرش شادمانیست. شادی درنظرگاه حافظ، تنها خندیدن دایمی و خوشگذرانی  نیست بلکه زندگانی متفکّرانه، عشق ورزی و جستجوی حق وحقیقت است. دراین الگوی رفتاری  رضابه داده دادن،قناعت ومهمترازهمه دل سپردن به عشق است که آدمی رابه سرمنزل سعادت رهنمون می سازد. یک آدم شاد هزاربار بهتر وباکیفیّت ترازیک آدم عبوس، عبادت می کند بهتر عشق می ورزد وبهترمی تواند بردَم غنیمتی ودرلحظه زندگی کردن تمرکزکند. کسی که به خرسندی رسیده ودارای چهره ای خندان است درزدودن غم واندوه غمدیدگان ،پاک کردن اشک دیگران ونشاندن لبخند برلب آنها بسیارتاثیرگذارتر وموفّق تراز دیگران عمل می کند وحافظِ فرهیخته دراین غزل ناب وحکمت آمیز می خواهد مارابا این الگوی سعادت بخش آشناسازد.
نكته: مسئله ی لطیف وظریفی  که با دقّت نظر به‌دست آید.، جمله ی لطیفی که در شخص تٲثیر کند و مایه ی انبساط خاطر شود.
خون خوری :  غصّه و اندوه می خوری، خودرابه رنج وعذاب دچارمی کنی 
روزیی ننهاده: آن چیزی که سهم تونیست وبرای تو مقدّر نشده است.
معنی بیت: این مسئله ی لطیف ودقیق را بادقّت بشنو وبپذیرتا بدینوسیله توانسته باشی خودرااز دام غم واندوه نجات دهی مسئله این است که تومی بایست بدانی که اگرمدام درحسرت بدست آوردن چیزی باشی که سهم تونیست وبرای تومقدّرنشده بی گمان دررنج واندوهی بی پایان گرفتارخواهی شد. باید درقدم اوّل ازآنچه که داری رضایت داشته وشکرگذار باشی وسپس برای رسیدن به کمال قدم بعدی رابرداری. بدون رضایت وسپاسگزاری ازداشته ها، به رنج واندوهِ حسرتِ نداشته ها گرفتارشده وازجاده ی نیکبختی منحرف خواهی شد.
رضا به داده بده وزجبین گره بگشا
که برمن وتو دراختیارنگشادست


ادامه مطلب

بعدازاین دست من ودامن آن سروبلند

چهارشنبه 29 آذر 1396



بعدازاین دست من ودامن آن سروبلند
که به بالای چمان از بُن و بیخم بَرکَند
غزلی زیبا ،روان ،بامضامین ادبی خیال انگیز، عاشقانه،آنسان که ازدل برآمده بردل می نشیند وجان ودل راصفا ونورمی بخشد.
بالای چمان: قدوقامت ِ نازنین وپُرازعشوه، خرامان ودلنشین
بُن وبیخم: اساس وریشه ام
معنی بیت:
ازاین پس دستان ِنیازمن است ودامن ِنازآن سرو قامت، که ازقدوبالای خرامان ونازنده اَش بنیانِ هستیِ من فروریخته است.
حافظِ عاشق پیشه بازدل به قدوبالای معشوقی سپرده که ازقامتِ رعنایش نازواِفاده می ریزد و اساس ِهستی اَش رابرباد می دهد. جالب است که حافظ به رغم اینکه ریشه ی وجودش  به تَبر نازمعشوق کنده می شود،بازهم بااشتیاق قصد داردتاواپسین نفس دست ازاین عشقبازی برندارد وهمچنان دامن آن سرقامت رارها نسازد.
تادامن کفن نکشم زیرپای خاک
باورمکن که دست زدامن بدارمت


ادامه مطلب

بگرفت کار حُسنت چون عشق من کمالی

چهارشنبه 29 آذر 1396



بگرفت کار حُسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هردو را زوالی
 حُسنت: جمال و زیبایی تو
كمال: کامل شدن، به نهایت واوج رسیدن
 زوال: فروریختن و نابودشدن
معنی بیت: جمال وزیبایی توهمانندِ اشتیاق و علاقه ی من به اوج کمال وپویایی رسیده است هیچ دغدغه ا ی به دل راه مده نه زیبایی تو کاستی می پذیرد نه نیازمندی من، خوش باش که هردودایمی وجاودانه هست.
نصاب حُسن درحدّکمال است
ذکاتم ده که مسکین وفقیرم


ادامه مطلب

بگـذار ؛ تـا ز شــارع مـیـخـانــه بـگذریـم

سه شنبه 28 آذر 1396


بـــگــــذار ؛ تـا ز شــارع مـیـخـانــه بـگذریـم


کـز بـهـر جـُـرعـه‌ای همه مـحتـاج ایـن دریـم


گفتیم که حافظ وفقها زمانی دوشادوشِ هم درطریقِ عبودیت وبندگیِ خداوندِمنّان به پیش می رفتندتااینکه دردوراهیِ "عشق وعقل"دچارِاختلافِ نظرشده و از یکدیگر جداشدند.حافظ راهِ عشق رابرگزیدوتا آخرِ عمر دراین راه ثابت قدم وپایدارماند.

شأنِ نزولِ این غزل درپاسخ به کسانیست که حافظ را ازعشق ورزی ورفتن به میخانه یِ معرفت باز می‌داشتند. (زاهدانِ متعصّب وواعظانِ متظاهر)

"شـارع" = راه راست ، کوچه ، خیابان، راه ، شاهراه، واضعِ شریعت، قانونگذار، راه راست .

"میخانه" : محلِّ  خـریـد و فروشِ باده ومی ، در اصـطـلاحِ عارفـان مکانِ  روحانی که درآنجا عشق ورزی کنند ومعشوقِ حقیقی(خداوندِعشق) راپرستش کنند وازباده ی معرفت سرمست گردند ،

رخصت واجازه دهید تادرجریانِ حرکت بسویِ حق ،از شاهراهی که(طریقِ عشق – راهِ راست) میخانه درآنجاواقع شده بگذریم چراکه همه یِ ماحتّا برایِ یک جرعه ازباده ای که درمیکده ی عشق عرضه می کنندشدیدن نیازمندیم. درنظرگاهِ حافظ برایِ نزدیکی وتقرّب به بارگاهِ خالقِ یکتا ،مطمئن ترین،لذّت بخش ترین و نزدیکترین راه،راهِ عشق است وعشقبازی.....


ادامه مطلب

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

سه شنبه 28 آذر 1396



بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می‌خوانددوش درس مقامات معنوی
گلبانگ: آواز 
پهلوی: پهلوی زبان متدوال درزمان اشکانیان و ساسانیان بود.زبان اوستا که زبان دینی قدیم ایران بود و بمرور زبانی غیر قابل فهم گشته بود، در زمان ساسانیان این کتاب را به زبان پهلوی ترجمه کردند، بعدها درزمان حمله ی اعراب، ضربه ی بزرگی به زبان پهلوی وارد آورد و خط پهلوی هم متروک گشت و چند صد سال بعد، ایرانیان زبان خودرا با الفبای عربی بکار می بردند. همچنین "گلبانگ پهلوی" گوشه‌ای در دستگاه‌های سه‌گاه و چهارگاه ایرانیست.گرچه هر دومعنی مدّنظرشاعربوده لیکن تاکیدبر واژه ی "پهلوی" وبکارگیری مجددّآن دربیت بعدی،بیانگر نکته ی دقیق وباریکیست که به شرح آن خواهیم پرداخت.
مقامات: مراحل تصوّف، منازل و مقامهای سیرو سلوک. امّا منظورحافظ منازل سیروسلوک تصوّف نیست چراکه حافظ هیج اعتقادی به سیروسلوک صوفیان ندارد باورها واعتقادات حافظ همه منحصربفرد واختصاصیست.چنانکه دراین بیت می بینیم آواز وچهچه ی بلبل درنظرگاه حافظ چیزی شبیه به تشریح و تفسیرمقامات عرفانیست وحتّابرآنها پهلو نیزمی زند! به عبارت دیگرحافظ ازگوش دل سپردن به آوازبلبل را ازگوش سپردن به درسهای تصوّف وسیروسلوک مدرسه ای، پربارتر وباارزش ترمی داند. 
ضمن آنکه دراین غزل ناب وزیبا،حافظ به مددِ نبوغ استثنایی خویش، نکته های دقیق وباریکی باهنرمندی وظرافت دردل واژگان هربیت باهنرمندی جاسازی کرده که بیانگراحساسات و عواطف درونی اونسبت به "زرتشت وآیین و فرهنگ غنی وکهن نیاکانمان  می باشد. بعضی با استناد به ابیات وغزلهایی ازاین دست که درآنها، حافظ نسبت به افکارناب زرتشت ومذهب نیاکانی، ابراز ارادت نموده  چنین نتیجه گیری کرده اندکه حافظ دردوره ای ازعمرخویش به مذهب زرتشت گرویده بوده است!  امّابنظرمی رسد که اینگونه نتیجه گیری کردن درمورد مذهب حافظ،قضاوت عجولانه وشتابزده می باشد ودلایل قانع کننده ندارد. اظهار ارادت به یک شخصیت  وارج نهادن به اندیشه های والای او نمی تواند دلیلی برگرویدن یک شخص به یک مذهب بوده باشد. دلایل بسیار روشنی وجود دارد که اندیشه های حافظ منحصربفرد واختصاصیست و در چارچوب هیچ یک ازمذاهب نمی گنجد افکاراو فراترازمرزومذهب وبه وسعت انسانیت درسطح جهانی بامحوریّت عشق ومحبّت است افکاراو گرچه به همه ی ادیان ومذاهب تعلّق دارد امّا درچارچوب هیچ یک نمی گنجد وهمین فراشمول بودن یکی دیگراز شگفتیهای رندِ شیراز است.
"سرو" یکی ازآن واژگانِ  نکته دار و کلیدیست که حافظ دراین غزل آنها رابا هدف خاصّی بکارگرفته است.
سرودرمذهب زرتشت بسیار مقدّس شمرده می شود. سرو مقدّس ومعروف به نام کِشمر(کاشمر)   درختی بوده که به باورزرتشتیان به دستورخودِ زرتشت کاشته شده بود. این درخت بسیار زیبا و بزرگ بود و مورد تقدّس مردم، چندان که پس ازحمله ی اعراب ،آوازه ش به متوکّل خلیفه ی عباسی نیز رسید خلیفه فوراً به بریدن آن درخت به خواجه ابوالطیب عامل نیشابور به همراه درودگری نیشابوری و آوردنش به جعفریه فرمان داد. زرتشتیان آن شهر پیشنهاد دادند که در برابر نبریدنش، ۵۰۰۰۰ سکّه زربپردازند. اما این پیشنهاد پذیرفته نشد و سرو کهن‌سال و مقدّس رابریدندوبرای خلیفه به بغداد بردند. یک روز پیش از رسیدن درخت به بغداد، متوکّل به قتل رسید و این مطابق پیش گویی زرتشت بود که گفته بود هر که این درخت را ببرد، کشته خواهد شد. گفته‌اند این سرو در زمان قطع شدن بیش از ۱۴۰۰ سال عمر داشت.....


ادامه مطلب

بلبلی برگِ گلی خوش رنگ درمنقار داشت

سه شنبه 28 آذر 1396



بلبلی برگِ گلی خوش رنگ درمنقار داشت
واندرآن برگ ونوا خوش ناله‌های زارداشت
برگ: برگ گل، ساز وبرگ و لوازم، میل و رغبت.
منقار: نوك پرندگان
نوا: آواز، دارایی.
برگ ونوا: وسایل معیشت،دراینجا اشاره به برگ ِگل وناله وآواز همزمان درمنقاربلبل
معنی بیت: بلبلی رادیدم یک برگ خوش رنگِ گلی را برمنقارگرفته گرفته بود. امّا شگفتا این بلبل،به رغم آنکه به وصلِ گل رسیده بود گویی که درآتش افتاده باشد بازهم ناله وفغان می کرد. معلوم نبود دلیل این ناله وزاری  اوچه بود! ازهمین رو سئوال کردم:


ادامه مطلب

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

دوشنبه 27 آذر 1396



بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
بادِ غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
"بلبل" درادبیات ما نماد عاشق وگل نمادِ دلبر ومعشوق است. باتوجّه به ابیات پیش رو "گل" دراینجا کنایه ازفرزند شاعراست که دارفانی راوداع گفته است. 
گلی حاصل کرد: کنایه از فرزندیست که بازحمت زیاد پرورش داده شده بود.
غیرت: حسد،رشگ
به صدش خارپریشان دل کرد: صدها بار مورد رشگ وحسرت قرارگرفت و سرانجام به تاراج رفت
معنی بیت: همانگونه که یک بلبلِ عاشق جهت پروراندن یک گل متحمّل درد ورنج فراوان می گردد من نیز برای فرزند خویش خون دلها خوردم ورنجهاکشیدم لیکن افسوس که صدها بارمورد رشگ وحسرتِ بدنظرها واقع شد وسرانجام باد خزانِ رشگ وحسرت به تاراج برد وپرپرش کرد.
چوسرواگربخرامی دمی به گلزاری
خورَد زغیرت روی توهرگلی خاری


ادامه مطلب

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

یکشنبه 26 آذر 1396



بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم وکار مازاریست
بامن اَت: با من تورا،یا تورا بامن
سَرِیاری : میل ِ همراهی، قصدِهمنوایی، 
عاشق زاریم: عاشق نالانیم
معنی بیت:ای بلبل اگربامن سریاری  داری ومی خواهی همنوایی وهمدلی کنی پس ناله سرکن که من وتو دودلداده ی نالان هستیم وکارهردوی مانالیدن است. 
عالم ازناله ی عشّاق مبادا خالی
که خوش آهنگ وفرحبخش هوایی دارد


ادامه مطلب

فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic