حافـــــــــــظانه

بامدّعی مگوئید اســــرار عشق ومستی

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397

                                       


   الا یا ایّها السّاقی اَدِر کَاساً و ناوِلها

که عشق آسان نموداوّل ولی افتادمشکل‌ها

درموردِ مصرع اوّل این بیتِ زیبا ونغزسخنان زیادی گفته شده وبحث ها ی فراوانی در میان صاحبنظران و اندیشمندان صورت گرفته است. بعضی معتقدند که این مصرع در اصل از یزید ابن معاویه بوده وحافظ ازاو اقتباس نموده است!

استادمطهری نیز درکتاب «عرفان حافظ» مفصلاً به این بحث پرداخته ومی گوید:

"در جهان اسلام اول کسى که در شعر خودش مفاهیم معنوى و مذهبى و اخلاقى را به‌مسخره گرفت و بى‌‏پرده دم از لذت و عیش و شراب و شاهد و اینها زد و مقصود او هم جز همین امور ظاهرى نبود "یزیدبن معاویه" است و آنچه که اروپایی‌ها آن را «اپیکوریسم» مى‌‏نامند مسلمین باید «یزیدى‌‏گرى» بنامند؛ چون اول کسى که این باب را در جهان اسلام فتح کرد یزید بود.  استادمطهری درادامه می گوید: 

    "البته مى‏‌دانید که یزید شاعرى فوق‌العاده زبردست بوده؛ خیلى شاعر بلیغى بوده و دیوانش هم شنیده‌‏ام چاپ شده و معروف است که قاضى ابن‌خلّکان معروف که از علماى بزرگ اسلام و مورخ بزرگى است و کتابش جزو اسناد تاریخى دنیاى اسلام است و خودش مرد ادیبى هم هست؛ شیفته فوق‌العاده شعر یزید بوده؛ به خود یزید ارادتى نداشته ولى به شعر یزید فوق‌العاده ارادتمند بوده؛ و در اشعار یزید همین مضامین تحقیرِ هرچه معنا و اخلاق و معانى دین و مذهب است در قبال لذات و بهره‌گیرى از طبیعت، در کمال صراحت آمده است...."........


ادامه مطلب

الاای طـوطـی گــویـای اسـرار

سه شنبه 4 اردیبهشت 1397

 

 


الاای طـوطـی گـویـای اسـرار


مـبادا  خـالیـت  شـکر ز مِنقار


معنای ظاهری: هان ای طوطی که رازها و اسرار را بازگو می کنی ، منقارت خالی مباد از شکرتاهمچنان به افشای اسرار بپردازی. .طوطی ایهام دارد: ( قلم، نفس ناطقه، و طبع شاعر)

منقارت: (نوک قلم ، زبان شاعر)

شکر: (مرکب ؛ سخن وگفتار)  اغلب اشعارحافظ ایهامی وچندپهلوست وبایدبه همه ی مواردایهامی توجه شودتا مفهوم ومعنای صحیح بیت وسرانجام منظور شاعردرکل غزل استخراج گردد.

معنای باطنی وایهامی: انتخاب واژه ی طوطی بجای طبع از 

آن روست که هردو انعکاس دهنده ی مطلبی هستندکه می 

شنوند........


ادامه مطلب

اَلمِنّة لله که در میکده باز است

سه شنبه 4 اردیبهشت 1397



اَلمِنّة للّه که در میکده باز است
زان رو که مرا بردراو روی نیاز است
این غزل نیزهمانندِبسیاری دیگرازغزلیّاتِ حافظ متاثّرازرابطه ی پرفرازو نشیبِ حافظ وشاه شجاع است. این دو بیش ازسی سال بایکدیگراُنس و اُلفت داشته وهمین رابطه باعث شده که بیشتر غزلیّاتِ حافظ تحتِ تاثیرآن سروده شود........


ادامه مطلب

ای آفتاب آینه دار جمال تو

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397


ای آفتاب آینه دار جمال تو
مُشک سیاه مِجمره گردانِ خال تو
باتوجّه به لحن عاشقانه ی کلام ولطفِ سخنی که درهمه ی ابیات این غزل جاریست بی شک مخاطب غزل کسی جزشاه شجاع نمی تواند باشد. همان شهسوار خوش سیمایی که بیشترین غزلهای عاشقانه ی حافظ رابه خود اختصاص داده ومرغک بیقرار و عاشق پیشه ی حافظ رادر چین وشکن زلف عنبرین خویش گرفتارساخته است.
آینه دار:  "آینه داری" درقدیم شغل دون پایه ای بوده وآرایشگران وسلمانی ها نیزآینه داربودند. امروزه نیز آرایشگران درآخرکار، آینه ای دردست گرفته وپشتِ سر مشتریان رابه آنها نشان می دهند تاهنر خودرا به آنها بنمایانند. همچنین در جلوی عروس نیزآینه نگه می دارند تا جمال او در آن منعكس نمایند.
دراینجا آفتاب با آن همه عظمت وشوکت، به عنوان آیینه دار  درخدمت معشوق حافظ است وبه اوخدمتگری می کند. 
مُشک یاهمان نافه ی آهو، ماده ای سیاه و بسیار معطّر که در درون  کیسه ای بنام نافه  در زیر شکم نوعی آهو ی نر قراردارد وقیمتی وبا ارزش است.
مِجمر:  ظرف كوچك مخصوص که درآن موادمعطّر مانند عود و كندر و اسپند ریخته ومی سوزانند تابوی خوش آن فضاراعطرآگین کند. دراینجا مُشک سیاه که خودمعطّر وارزشمنداست به معشوق خدمتگری می کند وبرای خال سیاه او اسپند وعودمی سوزاندومجمره می گرداند.
معنی بیت: ای آنکه آفتاب به عنوان خدمتگری مشتاق، آیینه ای مقابل روی توگرفته وجهانی رابه نوررخسارتوروشن می کند مُشک سیاه نیزبا آن همه ارج وقیمتی که دارد بااشتیاق کمرخدمتگری تورابه کمربسته ومجمره گردان خال زیبای توست.
جلوه گاهِ رخ اودیده ی من تنها نیست
ماه وخورشید همین آینه می گردانند


ادامه مطلب

ای بی‌خبربکوش که صاحب خبرشوی

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397



ای بی‌خبربکوش که صاحب خبرشوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
بی خبر:كسی كه ازچیستی وچرایی زندگانی جز خور وخواب چیزی نمی داند. 
صاحب خبر: دل آگاه وداننده،عارف، صاحب معرفت وآگاهی
منظوراز"خبر" دراینجا آگاهی پیداکردن درمورد چیستیِ زندگانی وانتخاب بهترین راه برای رسیدن به حقیقت است. بهترین راه درنظرگاه حافظ "عشق" است.
راهرو: کسی که درپی کشف حقیقت، گام در طریقی نهاده وبرای رسیدن به سرمنزل مقصود درحرکت وتلاش است. 
راهبر: راهنماو مرشد، دلیل راه
معنی بیت: ای کسی که ازرازهای زندگانی بی خبرهستی جهد کن نسبت به خود، خدا و زندگانی تحقیق کرده وآگاهی ومعرفت پیداکنی تازمانی که به خور وخواب مشغولی هستی وراهی رابرای کشف حقیقت طی نمی کنی به هیچ منزلی نخواهی رسید اگرگام درراهی ننهی گمان مبر که روزی رهبرشوی وبتوانی برای دیگران راهنما ودلیلِ راه باشی. چنانکه برای استادشدن درهرکاری باید زحمتِ شاگردی برتابی، برای راهبرشدن نیزلازمست تحت رهبریِ یک دل آگاهِ صاحب معرفت، راهی راطی کنی وبا پیچ وخم وخطرات راه آشنا گردی.
سعی نابرده دراین راه به جایی نرسی
مزد اگرمی طلبی طاعت استاد ببر


ادامه مطلب

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397



ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی توبه جان آمد وقت است که بازآیی
این غزل زیبا وعاشقانه جزومعروف ترین غزل های حضرت حافظ است. چنانکه پیشترنیزگفته شده عاشقانه ترین وعاطفی ترین غزلهای حافظ که با زبانی عارفانه وبامضامین عرفانی سروده شده اند اغلب تحت تاثیر رابطه ی احساسی وعاطفی حافظ باشاه شجاع خوش سیما  شکل گرفته اند. این غزل نغز وزیبا وخوش آهنگ نیز، سرریزاحساسات وعواطف درونی شاعر شیرین سخن نسبت به آن شاه شیرین حرکات می باشد که دل عاشق پیشه ی شاعررامجذوب زیبائیهای خویش نموده وسالهای سال دربندعشق گرفتارساخته بود.
معنی بیت: ای پادشاه زیبارویان وای سلطان خوبان ونیکان، فریاد وداد وبیداد ازاندوه تنهایی، جان ِدل عاشق من در فراق توبرلب رسیده،وقت آن است که بازگردی وبی تابی دلِ بیقرارمرا فرو بنشانی.
سینه مالامال درداست ای دریغامرهنی
دل زتنهایی به جان آمد خداراهمدمی


ادامه مطلب

ای پسته ی تو خنده زده بر حدیث قند

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397


ای پسته ی توخنده زده برحدیث قند

مشتاقم  از  برای خدا یک شکر بخند

پسته  ی تو به معنای دهان تنگ است . 

خنده زده  استهزا ،مسخره کردن وتحقیرکردنست . حدیث : قصّه ، سرگذشت 

ای معشوقه ی من که دهان تنگ تو ارزش قند را ازبین 

می برد، دهان  تنگ تو آنقدر شیرین  است  که قصه ی 

شیرینی قندرا بی ارزش ساخته وبه فراموشی سپرده 

است.......


ادامه مطلب

ای پیک راستان خبر یار ما بگو

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397



ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
"پیك راستان" كنایه ازباد صباست که معروف است ازجانب منزلگاه معشوق می وزد وبوی معطّراورابه عاشقان می رسانند ومتقابلاً اخبار عاشقان رانیزبه معشوق می برد.
 دستان سرا: داستان سرا، قصه گو
"گل" کنایه ازمعشوق و"بلبل" کنایه ازعاشق  وخود شاعراست. همانگونه که بلبل با آوازخوانی قصّه ی اشتیاق خودرابازگومی کند حافظ نیزبا غزلسرایی داستان عشق خودرابازگومی کند.
معنی بیت: ای پیک صادق، ای نسیم صبا ازطرف معشوق خبری برای ما بیاور،   ازاحوالات گل برای این بلبل داستانسرابگو.......


ادامه مطلب

ای خُرّم از فــروغ رخـت لالـــه‌زار عـمـر

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397


ای خُرّم از فروغ رخت لاله‌زار عمر

باز آکه ریخت بی گل رویت بهارعمر


خطاب به معشوق است : ای محبوب ودلبری  که از پرتو رخسار تو گلستان زندگانی شاداب و سرسبز می گردد ؛ دوباره باز گرد که بدون گل روی تو، بهار زندگی من صفایی نداردوشکوفه های زندگانی من ریخته وپرپر شده است... .


ادامه مطلب

ای خون‌بهای نافه‌ی چین خاک راه تو

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397



ای خون‌بهای نافه‌ی چین خاک راه تو
خـورشید سایه پـرور طَـرف کلاه تـو

خون بها: ارزش وقیمت 
نافه ی چین:مشک،عطر
نافه : کیسه‌ای در زیرناف نوعی آهوست که دربهاراز مشک پـُر می‌شود ، وقتی نافه پر از مشک شد شروع به خارش میکند و آهوشکم خودرا بر سنگهای تیز می‌کشد و نافه پاره می شودو بر روی سنگ می‌ریزد و دشت سرشار از بوی دلپذیر وخوش می‌گردد.....


ادامه مطلب

ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397



ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
درفکرت توپنهان صدحکمت الهی
شارحان براین عقیده اند که این غزل یا قصیده ی کوتاه درمدح شاه شجاع سروده شده است. گویند که این غزل زیبا توسط حافظ به هنگام ورود پیروزمندانه ی شاه شجاع به شیرازدر دروازه ی سعادت آباد  قرائت شده است. همانگونه که قبلاًنیز گفته شده رابطه ی شاه شجاع ِخوش سیما باحافظِ عاشق پیشه ونظرباز، فراتراز رابطه ی شاه وشاعر وپیوندی عاطفی - عاشقانه بوده است‌. گرچه این قصیده، بیشترپیرامون شوکت شاهی واقتدارشاه شجاع می باشد لیکن اغلب غزلیّات عاشقانه ی حافظ تحت تاثیراین رابطه ی عاطفی خَلق شده است.
انوار پادشاهی: فروغ شوکت شاهی
فِكْرَت:  فکرواندیشه
حكمت الهی :‌ دانش ومعرفت الهی، فلسفه خداشناسی
معنی بیت:ای كه پرتوشوکت واقتدار شاهنشاهی ازرخسارتومی تابد افکارو اندیشه ی تو غنیست وصدها نکات مبانی خداشناسی  ودانش وفلسفه ی الهی در اندیشه ی تونهان است.
ای قبای پادشاهی راست بربالای تو
زینت تاج ونگین ازگوهروالای تو


ادامه مطلب

ای دل آن دَم که خراب از می گلگون باشی

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397

 

ای دل آن دَم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
"خراب" هم به معنای خمار بکارمی رود هم به معنای مست، دراینجا به معنای مستِ مست
می گلگون: می سرخ رنگ،به رنگ گل سرخ
حشمت: جاه وجلال ،شکوه و عظمت
قارون: ثروتمند معروف وپسر عموی حضرت موسی که به داشتن گنج وثروت زیاد شهرت داشت لیکن بی اندازه بخیل وجاه طلب بود.
معنی بیت: ای دل آن هنگام که بانوشیدن باده ی گلگون مستِ مست شوی ودرحالتی از بیخبری، شادمانی،بیباکی ومستی وراستی فروروی قدرحال خودرابدان که درآن حال جایگاه توصدها برابراز جاه وجلال قارون والاترست (بدان که هیچ ثروتی با شکوهترازمستی وسرخوشی نیست. مستی استغنا وبی نیازی می بخشد ودرعالم مستی ازشاه ووزیرفراغت حاصل می شود وتنها یک مستِ مستغنیست که قادراست نازبرفلک و حکم برستاره صادرکند.)
گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم


ادامه مطلب

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397



ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی
مخاطب این غزل نغزوزیبا دل شاعراست واگویه ای گلایه آمیز ازسستی واهمال کاری دل در پرداختن به عشق که حافظ شیرین سخن آن راباعبارات لطیف ونکته دار درقالب این غزل ریخته است. اغلب شاعران ازدل گله وشکایت می کنند که چرا هرچه دیده می بیند دل ازآن یادمی کند وصاحبش رادچارعشق وغم واندوه می کند امّا دراینجا حافظ مثل همیشه دست به کاری حافظانه زده ودل را تشویق به عشقبازی وگذربه کوی عشق می کند.
درنظرگاه حافظ، بی دردی دردبزرگیست وکسی که ازعشق بی‌بهره باشد حتّا اگربه موفقیّتهای بزرگی دست یابد چونان طبل میان‌تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیست. به باورحافظ اگرکسی صد بارهم آب حیوان خورده باشد چون عشقی دردل اونباشد باید برایش نمرده نمازمیّت خواند که درحقیقت مرده ای متحرّک بیش نیست.
گُذار: عبور
"اَسباب عشق" خُرده شوقی وسرسوزن ذوقیست که دردل همه ی آدمیان به ودیعه گذاشته شده وهمگان می توانند به رایگان باهریک از پدیده های پیرامونی شامل گیاهان،حیوانات وآدمیان ویا خالق خویش به عشقبازی بپردازند.
معنی بیت: ای دل، همه چیز برای شروع عشقبازی مهیّاست کافیست عزم کوی عشق کنی واز این موهبت ارزشمند بهره مند گردی افسوس تنبلی می کنی وبا ورود به کوی عشق دست به کارعاشقانه ای نمی زنی!
ای دل مباش یکدم خالی زعشق ومستی
وانگه برو که رستی ازنیستی وهستی


ادامه مطلب

ای دل ریـش مرا بـا لب تـو حـقّ نـمـک

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397

ای دل ریش مرابالب توحقّ نمک 
حق نگهدارکه من می‌روم اللهُ مَعَک 

ازفحوای کلام پیداست که این غزل احتمالاً زمانی سروده شده که حکم تبعیدحافظ  به یزد قطعی شده ووی بناگزیرمی بایست برخلاف میل باطنی مدتی دورازوطن خویش باشد تاشاید متنبّه شده ودست ازرفتارها وعقاید حافظانه ی خویش بردارد وبه نهضت آزاداندیشی که به راه انداخته  خاتمه دهد!  نهضتی که سبب دلواپسی متشرّعین وتندرویان زمانه شده ووبرای خاموش کردن آن حکم به تکفیر وتبعید اوداده اند.
 ریش : زخمی ، مجروح     
 اللهُ معک : خدا یارویاورتو باشد.
خطاب به معشوق: ای کسی که دل مجروح من با لب نمکین تو حق نمک دارد حقوق نمک نگهدار وحق آن رابه جای آر .
چرادل زخمیِ حافظ با لبِ نمکین معشوق حق نمک دارد؟ 
این حق زمانی ایجادشده که حافظ درگذشته، لب نوشین ونمکین معشوق  بوسیده وچون لب معشوق نمکین بوده طعم آن رابادل مجروح چشیده وبه همین سبب بین حافظ ومعشوق، حق نمک جاری شده است. می دانیم که هرکس نمک کسی راخورده باشد بین آنها ازنظرگاه اخلاقی حقی (نمک‌گیرشدن) جاری می گردد وهردو باید این حق را درنظرداشته وبه آن احترام بگذارند. حافظ بازیرکی ورندی این موضوع رابه دلبر خویش گوشزدنموده تاتوجّه اوراجلب ودلش رابه رحم آورد. ضمن آنکه رابطه ی دل ریش ِ حافظ بالب نمکین شاه شجاع زوایای دیگری نیز داشته وفقط به بوسیدن اومربوط نمی شود.
اوّل آنکه حافظ بنابه گفته ی خویش(این لطایف ها که ازلعل تومن گفتم که گفت؟) بهترین مضامین وخیال انگیزترین توصیف هارا درمورد لب یاربکار گرفته ودرحقیقت لب او را دربستر احساسات وعواطف خویش پرورده وبه بازارآن گرمی ورونق بخشیده است. دوّم ، شبهای زیادی درحسرت کامگیری ازآن لب نوشین اشکها ریخته وخیالپردازیها کرده ومتحمّل غم واندوه شده است. سوّم اینکه  شاه شجاع فردی فاضل ،ادیب وشاعربوده وشکوفایی طبع خودرا بیشترمدیون حافظ است که با وی چندین سال انیس ومونس بوده وازهمنشینی باشاعری مثل حافظ بهره ها برده و طبع شعری ی خودراساخته وپرداخته کرده است .
 بنابراین ازهرزاویه که نگاه کنی بین لبهای نمکین ودهان شکرفشان شاه شجاع  با دلِ خون شده ی حافظ حق وحقوق نمک جاری بوده که دراین بیت بدان اشاره شده است.
معنی بیت :  ای عزیز که بین دل مجروح وعاشق پیشه ی من ولب نوشین تو حق نمک جاریست من که رفتنی هستم(اشاره به تبعید یزد)  من می روم حداقل احترام این حق وحقوق نمک رانگاهدار..‌....خداحافظ، به خدامی سپارمت.
لب ودندانْت راحقوق نمک
هست برجان سینه های کباب



ادامه مطلب

ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397



ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
هر جا که روی زود پشیمان به درآیی
چاه زنخدان: گودی چانه،سیب زنخ،چاه ذقن
درعاشق پیشگی هیچکس به پای حافظ نمی رسد اغلب شاعران ازدل خویش گله وشکایت می کنند که چرا دلشان اینقدر عاشق می شود وآنهارادچارغم واندوه می نماید به هرحیله ای دست می زنندتا دلشان راازعشقبازی بازدارند بعضی حتّا خنجرازپولادمی سازند تابر دیدگان خویش کشند که مگربدین وسیله مانع ازعاشق شدن شوند امّا حافظ اغلب دل خویش رابه دلدادگی وعاشقی تشویق می کند تا هرگزازحسّ وحال ناب عاشقی خارج نگردد او درعاشق پیشگی پیشروترازدل خویش است و ازآن  سبقت گرفته است.
معنی بیت: ای دل ،کنون که توفیق سعادت گرفتاری درچاه زنخدان معشوق راپیداکرده ای مراقب باش که ازآنجا خارج نگردی بدان که اگرازاین چاه خارج شوی هرجا که بروی خیلی زود نادم وپشیمان بازخواهی گشت.
به خُلدم دعوت ای زاهدمفرما
که این سیب زنخ زان بوستان به


ادامه مطلب

ای دل مباش یک دَم خالی ز عشق و مستی

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397



ای دل مباش یکدَم خالی زعشق ومستی
وان گه برو که رَستی ازنیستیّ و هستی
حافظِ نازنین وعاشق پیشه دراین غزل ناب به ما "عشق ورزی بی قید وشرط" راتوصیه می کند همان چیزی که امروزه روانشناسان وفیلسوفان باتوسعه علم ودانش بدان رسیده وآن راتنها راه سعادت ونیکبختی بشردانسته اند. دراین بینش عاشق شدن آسانترین کارهاست لازم نیست منتظربمانیم تا آن اتّفاق نادررخ دهد وخرمن وجودمان رابه آتش بکشد فقط کافیست کمی بیشتر دوست داشته باشیم کمی بیشترازیک همراه....کمی بیشتر ازیک همسر....کمی بیشتر ازیک همدم...... کافیست عینک عشق بر چشمانمان بزنیم وهمه چیزراازورای شیشه ی آبی آن بنگریم تا شعله های عشق دردرونمان فروزان گردد.
معنی بیت: ای دل سعی کن یک لحظه هم از عشق وسرمستی خالی نباشی اگرچنین کنی و همیشه از عشق وعیش وعشرت برخوردار باشی خیالت راحت باشد که ازقید هستی ونیستی خلاص می شوی.
عاشق که باشی عشق زیباترین بهانه رابرای نفس کشیدن به تومی بخشد . وقتی خورشید عشق بتابد پائیز یا زمستان چه تفاوتی دارد؟ سرزمین وجودت همیشه بهاری می شود. عشق به توآن آرامشی راهدیه می کند که هیچ جزرومدی نتواند توراآشفته نماید.
گرنورعشق به دل وجانت اوفتد
باللّه کزآفتاب فلک خوبترشوی


ادامه مطلب

ای رُخت چون خـُلد و لعلت سلسبیـل

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397


ای رُخت چون خُلد ولعلت سلسبیل

سلسبیلت کرده جان و دل سـبـیـل


"شاه شجاع"انیس ومونسِ حافظ، غزلی دارد با این مطلع :

ای به کام عاشقان حـُسنت جمیل 

کی گزینـد بـیـدلی بر تـو بـدیـل

حافظ به استقبال از غزلِ "شاه شجاع" این غزل را سروده است

خـُلـد : بهشت   لعل : استعاره از لب

سلسبیل: چشمه ای دربهشت که آبِ گوارایِ حیات درآن جاریست،می خوشگوار

سبیل :راه وطریق ، به رایگان در اختیارگذاشتن،وقف نمودن ، مباح ساختن ،کنایه از خونِ حلال

"جان و دل سبیل کردن" یعنی جان و دل را وقف کردن وفـدا کردن

ای که چهره وسیمایِ تو همانندِ بهشت است و لبت همچون چشمه ای خوشگوار،شیرین وجانبخش به مانندِ سلسبیلِ بهشت که آبِ گوارایِ حیات جاریست.......


ادامه مطلب

ای روی ماه مَنظر تو نوبهار حُسن

شنبه 1 اردیبهشت 1397



ای روی ماه مَنظر تو نوبهار حُسن
خال وخط تومرکز حُسن ومدارحُسن
منظر: تماشاگه، منظره،جای نگریستن و نظر انداختن. آنچه در برابر چشم واقع شود
ماه منظر:  ماه رخ
مدار: مسیردورزدن وگردش
حُسن: زیبایی، جمال،نیکویی
نوبهارحسن: حسن به نوبهار تشبیه شده است. 
"نوبهار" آغازفصل بهاراست ظاهراً معشوق حافظ درایّام آغازجوانیست وگل جمال وزیبایی اوتازه شکوفاشده است.
معنی بیت: خطاب به معشوق، ای که رخسارزیبای تو تماشاگه تابش ماه است وزیبایی وشور وحال آغازبهاردارد گلشن جمال وزیبایی تو درحال شکوفندگیست و خال و خطِ دلکش تو مرکز و مدار دایره ی زیباییهاست. 
برخاست بوی گل ز در آشتی درآی
ای نوبهارما رخ فرخنده فال تو


ادامه مطلب

ای سـرو نـاز حُـسـن کــه خـوش می‌روی بـه نـاز

پنجشنبه 9 فروردین 1397


ای سرونازحُسن که خوش میروی به ناز

عشّاق را به ناز تو هـر لحـظـه صد نیاز

 منظور از سرو ناز معشوق بالا بلند و خوش اندام است.خطاب به معشوق : ای بالابلند و خوش اندام زیبایی که با عشوه و ناز می روی. و یا ای که درحُسن چونسروناز هستی و به عشّاق خویش هیچ توجّهی نداری.  عاشقانِ  تو هرلحظه  و همواره  به کرشمه و دل رباییِ تو نیازمند هستند.....



ادامه مطلب

ای شاهد قدسی که کشد بندِ نقابت ؟

پنجشنبه 9 فروردین 1397



ای شاهد قدسی که کشد بندِ نقابت ؟
و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت
بعضی ازشارحان این غزل را خطاب به تورانشاه، بعضی دیگر به شاه شجاع ،بعضی دیگرخطاب به دل دانسته اند.بعضی ازبافندگانِ محترم آسمان و ریسمان نیز مثل همیشه آن راعارفانه پنداشته اند! بنظرنگارنده باتوجّه به الفاظ وواژه هایی که بکار رفته،غزل خطاب به یک معشوق زمینی (جنس مخالف) سروده شده وبس!.......


ادامه مطلب

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

پنجشنبه 9 فروردین 1397




ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
قابل توجّهِ عرفان زدگانی که دوست دارند ازاشعارحافظ بلا استثنا برداشت های عرفانی کنند،وقتی حافظ معشوق غایب ازنظر را به خدا می سپارد،بی هیچ تردیدی، معشوق زمینیست وبرداشت عرفانی،ناشی ازعدم آگاهی ازعرفان، خودخواهی وعدم آگاهی ازشانِ نزول غزل است واصراربراین کارپایمال کردن ظرافت ها ولطایفِ شعریست.
باتوجّه به حال وهوای شاعر وفحوای کلام وجنس واژه های بکارگرفته شده، بنظرمی رسداین غزل درامتداد ودرادامه ی غزل "ای هُدهُد صبا به سبا می فرستمت" سروده شده باشد. اگرگمانه زنی درموردِ مخاطبِ آن غزل (شیخ ابواسحق)درست بوده باشد قطعاً این غزل نیز درفراق شیخ ابواسحاق نوشته شده که ظاهراً درسفربوده است......


ادامه مطلب

ای فروغ ماهِ حُسن ازروی رخشان شما

چهارشنبه 8 فروردین 1397



ای فروغ ماهِ حُسن ازروی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
بعضی براین باورند که مخاطبِ غزل شاه یحیی حاکم یزد هست واین غزل به هنگام تبعید وحرکت از شیراز به یزد برای شاه یحیی سروده شده است امّا بااین فرض بعضی ازابیات ارتباط عمودی وپیوند معنایی خودرابایکدیگرازدست می دهند. به دلیل نبود منبعی مستند ومعتبر در زمینه ی شان نزول غزلهای حافظ نمی توان در این مورد اظهارنظرقطعی کرد.
امّاچراساکنان یزد درکانون توجّه وموردمدح و ثنای شاعرقرارگرفته است؟
می دانیم که حافظ باروی کارآمدن شاه شجاع، و پیداکردن فرصت مناسب،حملات ویرانگرزیادی به جبهه ی متشرّعینِ خودبین ومتعصّب داشته و اردوگاه فکری آنهارابارها وبارها باتوپ طعنه و کنایه وطنززیرروکرد تااینکه شاه شجاع نیز نتوانست درمقابل فشارهای دلواپسان آن روزگاران مقاومت کندوناچاربافشارتندرویان فرمان تبعید حافظ راصادرنمودتاحداقل جان اودر امان حفظ شده باشد. حافظ مدّتی درآنجا ازروی اجبار ودرشرایط بسیارسخت زندگی کرد لیکن درهمین مدّت بود که توفیق اجباری نصیبش شد و از نزدیک بافرهنگ وآداب وسنن زرتشیان یزد که قهرمانانه مقاومت کرده وبا چنگ ودندان از فرهنگ ومذهب اصیل ایرانی حفاظت کردند آشنا گردید وبیشترازقبل نسبت به ااندیشه های ناب زرتشت ارادت وعلاقه پیداکرد. آتش اشتیاق وعلاقه به فرهنگ ومسلک نیاکانمان که ازقبل نیز درجان اوشعله وربود ودرچندغزل نیز بصراحت دیده شده  فروزانترگردیدوتاپایان عمرنیز خاموش نشد.
ازآن به دیرمُغانم عزیز می دارند
که آتش که نمیردهمیشه دردل ماست


ادامه مطلب

ای قـبـای پـادشـاهـی راسـت بـر بـالای تـو

چهارشنبه 8 فروردین 1397


ای قبای پادشاهی راسـت بربالای تو

زینت تاج و نگیـن از گوهر والای تـو


مصرع دوم در نسخه‌های مختلف ، به این صورت آمده است :

نسخه‌ی هـنـد : "تاج شاهی را فروغ از گوهر والای تـو"

نسخه ی قزوینی : "زینت تاج و نگین از گوهر والای تـو"

ایاصوفیه  : "تاج شاهی را فروغ از لؤلؤ لالای تـو"

بنظر چنین می رسد که تفاوت های فراوان نسخه ها بایکدیگر بیان کننده ی این نکته هست که حضرت حـافــظ، بسیاری اوقات دریک غزل چندین مصرع یاحتاچندین بیت دریک قافیه وردیف می سروده ویاتغییراتی می‌داده و به شکلهای متفاوت می‌خوانده ومی نوشته است.وازآنجاکه تدوین وتنظیم ِ دیوان پس ازرحلتِ ایشان صورت گرفته، این تفاوت هادراشکالِ مختلف باقی مانده وپرداختِ نهایی صورت نگرفته است.دست نویس بودنِ نسخه هانیزدلیلی مضاعف براین موضوع شده ونسخه نویسان که اغلب ازنظرِسنّی وسوادِادبی درسطوح ِ مختلف بودند،نتوانسته اند بصورتِ صحیح وشایسته رونویسی کرده وهمان نسخه ی اصلی راکه محمدگلندام جمع آوری نموده بود انتشاردهند.ضمن ِ آنکه درقدیم رونویسی به این شکل انجام می گرفت که یکی شعرراقرائت می نموده وخطاط یانسخه نویس آن راکتابت می کرد. چه بساکسی که روخوانی می نموده کلمه ای رابه سببِ عدم درکِ معنی ،سهوی یاعمدی تغییرمی داده وازطرفِ دیگر خطاط یانویسنده ، چه بسا واژه ای را به منظور ِحفظِ زیباییِ ِخط ،به سلیقه وفهمِ خویش تغییرداده ویاکلماتِ هم آوا ومشابه را اشتباه می شنیده وهمان راثبت می کرده است.روشن است که درنسخه نویسی به  این شکل،جبرانِ اشتباه وپاک کردنِ غلط هایی که باقلم ومرکّب نوشته می شده، زحماتِ زیادی داشته ومعمولن نویسنده چنین اشتباهاتی را به بهانه های گوناگون نادیده گرفته وازقبولِ زحمت شانه خالی می کردند....


ادامه مطلب

ای قصّه ی بهشت زکویت حکایتی

جمعه 3 فروردین 1397



 ای قصّه ی بهشت زکویت حکایتی
شرح جمال حور ز رویت روایتی
جمال:حُسن، زیبایی
حور: زنان سیاه و درشت چشم بهشتی.
معنی بیت: ای محبوب،  داستان هایی که از جاذبه های بهشت نقل می شود درحقیقت یک روایت مختصرازویژگیهای کوی توست. زیبائی هایی راکه به حوریان بهشتی  نسبت می کنند توصیف روی زیبای توست.
 ازدرخویش خدارابه بهشتم مفرست
که سرکوی توازکون ومکان مارابس


ادامه مطلب

ای صـبـا نـَـکـهَـتـی از کـوی فـلانـی بـه مــــن آر

چهارشنبه 1 فروردین 1397


ای صبانَکهَتی ازکوی فلانی به من آر

زار وبیمار غمم راحت جانی به من آر


صبا باد ملایم صبحگاهیست که درادبیات کهن ازاین باد بعنوان پیک و پیام رسان ورابط بین عاشق و معشوق یادشده است.

نـَکهت:بووشمیم روح پرور، عطر نفس یار 

ای باد صبا ازکوی فلانی(معشوق) شمیم جانپرور و عطرنفس یار را برای من که به بیماری (هجران) دچارشده ودرعذاب وشکنجه یِ روحی بسر می برم بیاور وجانم را ازاین درد ورنج راحتی بخش...


ادامه مطلب

ای صبا نکهتی ازخاک ره یاربیار

چهارشنبه 1 فروردین 1397



ای صبا نکهتی ازخاک ره یاربیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
حال وهوای این غزل با غزل "ای صبا نکهتی ازکوی فلانی به من آر" تقریباً یکی ودریک راستا طبقه بندی می شود. شاعرعاشق پیشه ی ما در فراق یار اندوهباراست وازباد صبا مدد می خواهد تاباخود شمیم روحپرور خاک راه یاررابرای این عاشق دلخسته بیاورد وازسلامتی یاخبرآمدن یار،خبرهای خوشی بازگوکند.
امّاچنانکه ازحافظ سراغ داریم همیشه حقیقت ماجرا اینگونه نبوده که حافظ واقعاً چنان عاشق کسانی مثل شاه شجاع وشاه یحیی شده باشد که ازبیتابی وبیقراری دست به دامان بادصباشده باشد!.
 بسیاردیده شده که چگونه حافظ بااطرافیان خود به ویژه شاه شجاع وغیره باادبیّات ِعاشقانه-عارفانه وباسوز وگداز واندوهبارسخن می گوید درحالی که چه بسا بدان شدّت که درغزل،  بصورت مجازی شاعردرسوز وگداز است درحالت حقیقی ودر خلوت خود درسوزو گدازنبوده باشد. 
درست است که اغلب غزلهای عاشقانه ازجمله همین غزل تحت تاثیررابطه ی عاطفی ِپرفراز وفرودِ  حافظ وشاه شجاع سروده شده است لیکن باید درنظرداشت که شرح اشتیاقِ درونی وخَلق کردنِ مضامین لطیف وارایه ی یک الگوی عاشقانه ی بدیع ونو، برای حافظ بسیار مهمتر وباارزش ترازخودِ این پادشاهانِ هرچند خوش صورت وخوش سیرت بود.
 حافظ سرشارازعشق وهیجان عاشقی بود وبه لطف طبع روان وموسیقیایی که داشت درپی مضرابی بود که برتارهای دل بزند تاآهنگ عاشقی نواخته گردد.شاه شجاع یاغیره به عنوان مضرابیست که تارهای طبع حافظ رابه ارتعاش درآورد وغزلهای سوزناک وآهنگین خَلق گردد. مخاطبان اینچنینی ارزشی بیشترازاین(مضراب) درنظرگاه حافظ ندارند هدف اصلی دراین میان، به تصویرکشیده شدن احساسات درونیِ شاعر بربوم غزل وخَلق اثری ماندگار است . 
حافظ بامهارت خاصی که داردقادراست درشرح و بیان شوقِ دیدار،بامبالغه وغلوّ وخَلق مضامین بکرعاشقانه، حتّاروابط عادی وروزمرّه ی خودبا هر کسی را، طوری دربسترغزل عاشقانه پرورش داده وبه تصویربکشدکه برای همگان درهمه ی دوره ها،  فارغ ازاینکه مخاطب چه کسی بوده،  حسی عاطفی، شورانگیزوبه یادماندنی تولیدکند...


ادامه مطلب

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی

یکشنبه 10 دی 1396



ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزیّ و محابا نکنی
اغلب غزلهای عاشقانه ازاین دست که کلام شاعر به چاشنیِ شُکروشکایت مزیّن است بی هیچ تردیدی خطاب به شاه شجاع خوش سیما و شیرین حرکات است که دل عشق پیشه ی حافظ را گرفتارخود کرده است. رابطه ی حافظ با شاه شجاع تحت تاثیر عشق وعاطفه ی عمیق وفراتر ازرابطه ی شاه وشاعر بود. از همین رو همواره حسودان وکینه توزانی که این رابطه رابرنمی تابیدند به بهانه های گوناگون سعی درتیره کردن این روابط داشتند وتاحدودی نیزدراینکار موفّق بودند.غرض ورزانی که دراین غزل نیز ازآنها یاد شده است.
مدارا: ملاحظه كردن،ملایمت و انعطاف نشان دادن
مُحابا: پروا، باك
"سود وسرمایه" دراینجا کنایه ازعشق وعاشقی وازبین رفتن رابطه ی دوستیست.
معنی بیت:ای حبیب،توبانامهربانی وجورو جفا در کشتن مابسیارجدّی هستی وهیچ ملاحظه نمی کنی، توازاینکه همه چیز (عشق وعاشقی و دوستی) ازبین برود نمی ترسی و هیچ پروایی ازاین خطر نداری.
قتل این خسته به شمشیرتو تقدیرنبود
ورنه هیچ ازدل بی رحم تو تقصیرنبود


ادامه مطلب

ای که در کوی خرابات مقامی داری

شنبه 9 دی 1396




ای که در کوی خرابات مقامی داری
جَم وقت خودی اَر دست به جامی داری
خرابات: جمع "خرابـه" است، خانـه های ویـران وغیرقابلِ استفاده برای مردمِ عادی، امابهترین وامن ترین مکان برای  خلافکاران که بی هیچ هزینه ای، در آنجا هارفته و کارهای خلاف شرع ، مانـنـد : قـمـار ، شـرابخواری و زنـا و .... انجام می‌دادنـد.بنابراین شرابخواران  وگناهکاران را اهل خـرابـات می‌گـفـتـند امروزه نیزاینچنین است،بسیاری ازجنایات وخلافکاری ها درخرابه ها وویرانه ها صورت می پذیرد.
 گرچه قبل ازحافظ نیزاین واژه در اشعارشاعران به ویژه "خواجوی کرمانی" که حافظ درابتدایِ کاردر سرودنِ بیشترِغزلیّات، وام دارِ اوبوده، بکاررفته است ، امّاحافظ این رندِآزاده وازبندِ تعلّقات رسته یِ یگانه یِ روزگاران،  این واژه رابه اصطلح ازنظرمعنایی غنی سازی کرده وبه آن  ژرفایِ بیشتری بخشیده است. 
 حضرت حافظ،به مددِ نبوغ ِ معماری  خداداده ی خویش، ابتدابنای کلنگی "خرابات" رادرهم کوبیده وبانقشه ای مهندسی،عمارتِ زیبایِ " مـیکـده‌ی معرفت" ، "محفل اُنس"و "مجلس عارف کامـل " رادرزمین خرابات بنانهاده است. بنایی محکم واستوار،که درطولِ قرنها،همچنان استوار باقی مانده وهیچ آسیبی ازطوفانهای کج اندیشان وکینه ی کینه توزان ندیده است.  خرابات درنظرگاه حافظ محفل رندانِ وارسته ازتعلّقات دینی ودنیویست.
مقام: مرتبه ومَنصب
جَم: جمشید پادشاه افسانه ای، جم كنایه ازپادشاه مقتدر است.
"جام" ایهام دارد: ۱- جام  شراب ۲- جام جم یا همان جام افسانه ای جمشید که درآن احوالات روزگار رامی دید۳- کنایه ازدل عارف،بانظرداشت هرسه معنی بکارگرفته شده است.
معنی بیت: ای آنکه درکوی خرابات مسکن گزیده و(باخلاص شدن ازبند تعلّقات دینی ودنیوی) برای خود در عرصه ی رندی جایگاهی پیداکرده ای اگردرکوی خرابات هستی ودسترسی به جام (باهرسه معنی) داری خوشابه حالت که سلطان مقتدر وخوش اقبال مملکت وجود خویش هستی.
آنکس که به دست جام دارد
سلطانی ِ جَم مدام  دارد


ادامه مطلب

ای که بر ماه از خط مِشکین نقاب انداختی

شنبه 9 دی 1396



ای که برماه ازخط مِشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی
چنانکه ازمقطع غزل برمی آید این غزل درمدح نصره الدین شاه یحیی سروده شده است. 
شاه یحیی ملقّب به نصرةالدین شاه ممدوح رندِشیراز که از طرف امیر تیمور به سال 789ه.ق به حکومت شیراز رسید. امیرتیمور وقتی خطّه ی فارس راتسخیرنمود پس ازتصرّف شیراز تصمیم گرفت حاکمی ازجانب خویش انتخاب وبه حاکمیّت شیرازبگمارد.شاه یحیی که فردی سیاستمدار، فرصت طلب ومحافظه کاربود با نقشبازی و وسیاست ورزی به تیمورنزدیک شد وباجلب نظراو سرانجام به آرزوی دیرینه ی خود رسید وبه جای سلطان زین العابدین بر کرسی امارت مظفری نشست.
حافظ باهنرنمایی درمصرع اوّل این بیت رخسار شاه رابه ماه ودرمصرع دوّم به آفتاب تشبیه کرده است‌. 
خط مِشكین: موی سیاه صورت ، ریش.
نقاب: حجاب،هرچیزی  كه با آن روی را بپوشانند.
معنی بیت: ای محبوبی که رخسارماهِ خویش راباموهای لطیف وسیاه گِرداگِردصورتت،پوشانده ای ظرافت درسلیقه ات لطف آمیزاست با اینکار گویی که سایه ای برآفتاب رخسارت انداخته ای
آفتاب باهمه ی محاسنی که دارد بدون وجود سایه آزارنده خواهدبودحافظ بانظرداشت این نکته می فرماید: لطف کردی برعاشقانت منّت نهادی سایه ای برآفتاب انداختی تاعاشقانت از شدّت سوزوگدازکباب نگردند. 
ماهِ خورشید نمایت زپس پرده ی زلف
آفتابیست که درپیش سحابی دارد


ادامه مطلب

فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic