ســخن عشق نه آن است كه آیـد به زبـان ساقیا می ده وكوتاه كن این گفت وشنفت
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

[ اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ] 



در این وب
در كل اینترنت


تنظیم فونت



.

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر

.

دانلود رایگان آهنگ http://link24.rozblog.com هاست لینوکس

حافظانه




شرح غزلیّات حافظ 

در تلگرام:




نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 30 آبان 1395-09:22 ب.ظ
نظرات() 

شرح مـسـلـمـانـان مـرا وقتی دلی بـود


 


مـسـلـمـانـان  مـرا وقتی دلی بـود 

که بـا وی گفتـمی گر مشکلی بـود

این غزل شرح حال ِ صادقانه ایست که شاعر باصداقتِ تمام به زبان شیوا وروان بیان داشته است. بی آنکه مصلحت اندیشی کند، بی آنکه بترسد، بی آنکه محافظه کارانه عمل کند آنچه که دردلش می گذشته،ساده وبی تکلّف به زبان می آوَرد. این غزل موسیقی حُزن آلودی دارد وبه نوعی دلنوشته ایست ازخواجه ی شیراز بی هیچ منظورخاصی جز بیان ِ حالاتِ روحی وعداطفِ درونی......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
دوشنبه 27 شهریور 1396-10:23 ب.ظ
نظرات() 

شرح مـعـاشران ز حریفِ شبانه یـاد آریـد





مـعـاشران ز حریفِ  شبانه یـاد آریـد 

حـقـوق ِ بـنـدگی ِ مُخلصانه یـاد آریـد 

معاشران : هم صحبتان و هم‌نشینان

حریف :  هم پیاله

حریفِ  شبانه :  دوست و هم‌نشین شب ها  که استعاره از 

خودِ شاعراست. ظاهران بنا به دلایلی نامعلوم، بین حافظ  

وجمع  معاشران جدایی افتاده و حافظ درحسرت ِ روزگار 

گذشته، این غزل راسروده است.........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 26 شهریور 1396-08:35 ب.ظ
نظرات() 

شرح مقام امن ومی بی غش ورفیق شفیق



مَقام اَمن و مِی بی‌غَش ورفیـق شفیـق 

گـرَت مـُدام مُیـسـّر شـود زِهی تـوفـیـق 

مقام : منزلت ،جایگاه ، مکان

اَمن : آسودگی ِخاطر، بی خطر ، راحت  

بی‌غَش : بی غل وغش، عاری ازآلودگی،  صاف و زلال ،  ناب

رفیقِ شفیق :دوستِ دلـسوز ،یار ویاور مهربان

مـُدام : ایهام دارد : 1- پـیـوسـته ، همیشه  2- شـراب انگوری

زهی : چه خوب ، چه بسیار

توفیق : موفقیّت،پیروزی و کامیابی....... 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 26 شهریور 1396-11:47 ق.ظ
نظرات() 

شرح مابی غمان مست دل ازدست داده ایم


 

مابی غَمانِ مـسـت دل از دست داده‌ایـم 

هـمراز عـشـق و هـم‌نـفـس جام بـاده‌ایـم

"بی غمان" :رندان، درویشان،کسانی که غم دنیا ندارند،دراینجا

 "غم"غم ِفراق و عشق  نیست، بلکه غم دنیوی ومادّیاتست.

"دل از دست داد ه ایم"  یعنی : عاشقانیم واصلاً وابداً به دنیا 

ومسایل  مادّی  توجّهی  نداریم.  ما مست ومَدهوش ِ عشقیم 

وازپیرامون ِ خویش بی خبرهستیم.....


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
شنبه 25 شهریور 1396-09:23 ب.ظ
نظرات() 

خاطرات تاریخی


 

خاطرات 
ماندگار ملاقات
 تاریخی با سلطان عشق استاد شهریار




نوشته شده توسط :رضا فری
شنبه 25 شهریور 1396-05:22 ب.ظ
نظرات() 

شرح ما آزموده‌ایم در این شهـر بـخت خویش



مـا آزمـوده‌ایم  در این شـهـر بـخـت خویـش 

بیـرون کشید باید ازین ورطـه رخت خویش 

بخت :شانس، طالع و اقبال

وَرطه:منجلاب،جای خطرناک،گرداب 

رَخت : لباس ،وسایل زندگی

منظور از "شهر" شیراز نیست  بنظرمی رسداستعاره ازجهانِ 

خاکی باشد. دراینصورت "رخت" نیز وسایل شخصی نیست 

استعاره از تعلّقاتِ دنیویست.......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
جمعه 24 شهریور 1396-07:45 ب.ظ
نظرات() 

شرح مـا بـدیـن در نـه پـی حشمت و جـاه آمـده‌ایـم



مـا بـدیـن در نـه پـی حشمت و جـاه آمـده‌ایـم

از بــدِ حـادثـه ایـنـجـا بـه پـنــــــاه آمـــده‌ایـم

اگربخواهیم ده تاغزل ناب وآبدار ازدیوان حضرت حافظ گلچین کنیم بی گمان یکی ازغزلها،همین غزل زیبا وپُررمز ورازاست. این غزل ازاَعماق ِ وجودشاعر عزیزما سرچشمه گرفته ودربَرگیرنده ی باورها واعتقاداتِ سرحلقه ی رندان ِ جهان است. به جرات می توان گفت مظهرحافظانگی ِ حافظ همین غزل است. این غزل به تنهایی می تواند حافظ را ازسایر شاعران جداساخته ودراوج ِقُلّه ی ِ افتخاردرعرصه ی اندیشه ورزی نشانَد.حافظ در اینجا بشریّت راهمانندِ یک خانواده، درنظرگرفته  و بعنوان ِ نماینده ی ِ این خانواده (آدمیان) سخن می گوید‌. "ما" دربرگیرنده ی همه ی آدمیان ازآدم وحوّا تا من وشماست........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
پنجشنبه 23 شهریور 1396-06:13 ب.ظ
نظرات() 

ما ز ِ یاران چـشــم یاری داشـتـیـم




ما ز ِ یاران چـشــم یاری داشـتـیـم

خـود غلط بود آنچه ما پنداشتـیـم 

"چشم یاری داشتیم" : امید کمک داشتیم،  تـوقـّع و انتـظار 

مساعدت داشتیم.

"غـلـط" : نا درست ، اشتـبـاه

"پـنـداشتـن" : گـمـان کردن ، فـکـر کـردن

مـعـنـی بـیـت :  مـا از دوستان ِ خویش توقّع کمک ومساعدت 

 داشتـیـم ، امـّا دریغا که توقّع ِ ما نابجا بوده  و آنگونه که می 

پنداشتیم رشته ی دوستی واُلفتِ ما محکم نبوده است. 

مااشتباه می کردیم وظاهراّ دوستی بین ما جاری نبوده است 

واینک انتظارمان نیزبیهوده وبیجاست.....

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
چهارشنبه 22 شهریور 1396-07:24 ب.ظ
نظرات() 

شرح مـا درس سـحـر در ره مـیـخـانـه نـهـادیم




مـا درس سـحـر در ره مـیـخـانـه نـهـادیم 

مـحـصـول دعـــا در ره جـانـانــه نـهـادیـم

این غزل زیبا و خوش آهنگ  و نغز نیز همانندِ  اغلبِ  غزلیّاتِ 

حافظ، درراستای تبیین ِ جهان بینی ومعرّفی ِ مَسلکِ رندی در 

مقابله با تفکّراتِ زاهدانه هست.....

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
سه شنبه 21 شهریور 1396-11:54 ب.ظ
نظرات() 

شرح غزل ماشبی دست برآریم ودعایی بکنیم



مـا شبـی دســت بـر آریـم و دعـــــایـی بـکـنـیـم 

غـم هـجــران تـو را چـــــــاره ز جـایـی بـکـنـیـم 

"دعـا" : آرزو و خواستن ِ چیزی از درگاهِ خداوند، بعضی ها با 

خواهش وگریه و زاری دعامی کنند وبعضی هامعتقدند خنده 

صدای  خداست و زمانی که  بسیار شاد و خرسند هستند دعا 

می کنند........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 19 شهریور 1396-04:55 ب.ظ
نظرات() 

شرح غزل مانگوییم بـد و میل بـه ناحق نکنیم






مـا نـگـویـیــم بــد و مـیــل بــه نــاحــق نـکنیم


جـامـه‌ی کـس سـیــه و دلـق خــود ازرق نکنیم


 حضرت حافظ گرچه دراین غزل  اخلاقیّاتِ شخصی ِ خودرا 

طرح نموده،  لیکن  به نوعی  می توان این صفاتِ اخلاقی را 

همان  خصوصیّات  رندان ِ  آزاد منش و  وارسته در مقابله با 

زاهدان، عابدان وصوفیانِ ریاکار دانست‌. ......



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 19 شهریور 1396-01:52 ق.ظ
نظرات() 

شرح مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کـنـد




مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کـنـد 

کـه اعـتـراض بـر اسـرار عـلـم غـیـب کـنـد 

رندی :  بی قید و بندی، عاشقی ووارستگی ، آزادگی و زیرکی  
فضول : کسی که  در اَمری که به  او  مربوط نیست دخالت و 

قضاوت  می کند.  بخش عظیمی از مشکلاتِ بشریت، جنگها، 

دعواها وکشمکش ها در تمامی دوره ها دربسترفضولی رشدو 

 نمو و شیوع پیدا می کند.  فضولی ازطاعون نیز خطرناک تر 

است.........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
جمعه 17 شهریور 1396-11:04 ب.ظ
نظرات() 

شرح در نــظـــربـازی مــا بــیخــبـران حـیـرانـنـد




در نــظـــربـازی مــا بــیخــبـران حـیـرانـنـد 

من چُنـیـنم که نـمـودم دگـر ایـشان دانـنـد 

نظر در لغت به معنای نگاه  کردن با چشم یا قلب است برای 

درک  حقایق اشیاء. در نزد صاحب‌نظران این واژه به معنای 

تأمّل و بصیرت است  و در نزد عموم به معنای دیدن و نگاه 

کردن ولذت بردن است.....



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
جمعه 17 شهریور 1396-02:40 ق.ظ
نظرات() 

شرح مراعهدیست باجانان که تاجان دربدن دارم




مراعهدی ست با جانـان کـه تـا جان در بدن دارم 

هـواداران کـویـش را چـو جان خـویـشـتـن دارم


عَـهـد : پـیـمان ، قرارداد

هواداران : دوستداران ، عاشقان 

معنی  بیت :  من با معشوق  و محبوب خویش عهد و پیمانی 

بسته‌ام که تا زنـده‌ هستم دوستداران  و ارادتمندانِ کویش را 

همانند جان ِ خود عزیز ومحترم بدارم.

بعضی از  شارحان دوست  داشتن ِ هواداران ِ کوی معشوق از 

طرفِ عاشق  را قابل  قبول نمی دانند وبراین باورند که شاید 

این عهد و پیمان از سوی معشوق و برای آزمودنِ عاشق به او 

تحمیل شده  باشد!  همانگونه که  معشوقه ی  "شیخ صنعان" 

کارهایی مثل خروج ازشریعت،خوک چرانی ،زُنّاربستن وغیره 

به عنوان ِ شرطِ پذیرش ِعشق ِاومطرح کردوشیخ نیزبی هیچ 

چون وچرایی همه ی آنها راپذیرفت وانجام داد!.......




ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
پنجشنبه 16 شهریور 1396-02:33 ب.ظ
نظرات() 

شرح مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد




مرا مهر  سیه چشمان ز سر  بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این ودیگرگون نخواهد شد

 مِهر : علاقه ، محبت، مهر به معنای خورشید با  آسمان ایهام 

تناسب  ظاهری و معنایی دارد. از این تناسب، چنین  به ذهن 

متبادر  می گردد که  همچنانکه  اقبال ِ خورشید و  آسمان به 

یکدیگر گِره خورده،  سرنوشتِ من نیز با مِحبّتِ سیه چشمان 

گره خورده وتغییری دراین گره خوردگی ایجادنخواهدشد....

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
چهارشنبه 15 شهریور 1396-08:28 ب.ظ
نظرات() 

شرخ مرا می‌بینی و هر دم زیـادت می‌کنی دردم




مرا می‌بینی و هر دم زیـادت می‌کنی دردم 

تو را می‌بینم ومیلـم زیادت می‌شود هردم 

عاشق بادیدن ِ معشوق دردمندتر می شود. امّا این"درد" دردِ 

اشتیاق است، دردِ شوق است. دردِ عشق است. یعنی شور و 

شوقِ  مرا نسبت به خودت افزون تر می‌کنی. عاشق فقط در 

وصال به آرامش می رسد........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
چهارشنبه 15 شهریور 1396-04:05 ب.ظ
نظرات() 

شرح مَرحبا طـایــر فــرُّخ پی فرخـُنـده پــیـام



مَرحبا طـایــر  فــرُّخ پی فرخـُنـده  پــیـام 

خیرمقدم چه خبر دوست کجا؟راه کدام ؟ 

مَرحبا :  آفرین بر تو

طایر : پرنده،  استعاره ازپیکی ازجانبِ معشوق.

فرّخ‌پی : مبارک قدم ،خوش قدم

فرخنده : خجسته

خیرمقدم : خوش آمدی

معنی  بیت :  ای پرنده‌ی ِخوش قدم خوش خبر آفرین بر تـو، 

قدمت مبارک وخجسته باد، بگو ازدوست چه خبری آورده‌ای؟

معشوق کجاست ؟ مسیرش از کدام طرف است ؟ ..............

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
چهارشنبه 15 شهریور 1396-12:51 ق.ظ
نظرات() 

شرح مـن تـرک عشق و شـاهـد و سـاغـر نمی‌کـنـم



مـن تـرک عشق و شـاهـدو سـاغر نمی‌کـنـم 

صــد بـار تــوبــــه کردم و دیـگـر نـمـی‌کـنـم 

غزلی ناب وزیبا، که تمام مضامین  وعبارات آن، بازتابی از 

جهان بینی و نگرش ِحافظِ ِ عزیز به  زندگانی ، عشق، شاد 

زیستن وبازعشق وعشق وعشق است.......



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
سه شنبه 14 شهریور 1396-03:33 ب.ظ
نظرات() 

شرح من دوست‌دار روی خوش و مـوی دلـکـَشـم



من دوست‌دار روی خوش و مـوی دلـکـَشـم 

مدهوش چشم مست ومی صاف بی‌غـشـم 

حافظ بارها و بارها  ثابت کرده  که  آدم خوش فکر، خوش 

سخن و خوش سلیقه است . دراینجا نیز نشان می دهد که 

میل وتمایل درونی اوهمیشه به سمتِ خوشی ها وچیزهای 

خوش است.........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
سه شنبه 14 شهریور 1396-01:30 ب.ظ
نظرات() 

شرح مـن که از آتـش دل چون خـُم مـی در جـوشـم




مـن که از آتـش دل چون خـُم مـی در جـوشم

مـُهـر بر لـب زده ، خـون می‌خـورم وخاموشم  

"آتـشِ دل" همان آتش ِعـشـق" است که شاعررا به سوز و گداز
انداخته است.

"چون خُم ِ می درجوشم " : یعنی اینکه همانندِ خُم ِ می که هنگام رسیدن به جوش می آید،من نیز برسرآتش ِ عشق درجوش وخروشم.

"مـُهـر بر لب زده وخاموشم":
همانگونه که سرخُم راباخمیر یا گل ومانندِ اینها می پوشانند تاازنفوذ هواجلوگیری شود، دهان من نیز بنابه مسایلی(شرایطِ بدسیاسی- اجتماعی وخفقان واستبداد) بسته است وگویی که مُهر بردهان زده و خاموش هستم .......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
دوشنبه 13 شهریور 1396-11:21 ب.ظ
نظرات() 

شرح در خـرابــاتِ مـُـغـــان نـور خــدا می‌بـیـنـم




در خـرابــاتِ مـُـغـــان نـور خــدا می‌بـیـنـم 

این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم 


خرابات: جمع "خرابـه" است، خانـه های  ویـران و  غیرقابلِ 

استفاده برای مردمِ عادی،  امابهترین  وامن ترین مکان برای 

خلافکاران که بی هیچ هزینه ای، در آنجا هارفته و کارهای 

خلاف شرع ، مانـنـد : قـمار ،شـرابخواری وزنـا و .... انجام 

می‌دادنـد. لـذا مـسـتـان و شرابخواران  وگناهکاران را اهل 

خـرابـات می‌گـفـتـنـد .امروزه نیزاینچنین است،بسیاری از

جنایات  و خلافکاری ها  در خرابه ها  و ویرانه ها  صورت 

می پذیرد.......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
دوشنبه 13 شهریور 1396-01:52 ق.ظ
نظرات() 

شرح مـن کـه بـاشم کـه بـر آن خـاطـر عـاطـر گــذرم ؟!



من که بـاشم کـه بـر آن خـاطـر عـاطـر گذرم ؟! 

لـطـف‌هـا می‌کـنـی ، ای خـاک درت تـاج سـرم ! 

باتوجّه به محتوای کلِّ غزل ، بنظرچنین می رسد که روی ِ سخن در این غزل" تورانشاه فرزند قطب الدین تهمتن است که در خلال ِسال های 747-779 در جزیره ی هرمز سلطنت می کرده است. وی مردی شاعر و فاضل بوده وباحافظ روابط صمیمانه ای داشته است. اگراین حدس درست بوده باشد، تورانشاه ظاهراً به حافظ دعوتنامه ای  فرستاده وازاودعوت کرده که به هرمزسفری داشته باشد. وشاید درمتن دعوتنامه عباراتی مثلِ: "این روزها بیشترتودرخاطر وذهن من هستی، یادیشب به فکرتوبودم و...." بوده که حافظ پاسخ آن را اینچنین باشکسته نفسی ومتواضعانه داده است.....

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
دوشنبه 13 شهریور 1396-01:38 ق.ظ
نظرات() 

شرح مـن نه آن رنـدم که تـَرکِ شـاهـد و ساغـر کنـم




مـن نه آن رنـدم که تـَرکِ شـاهـد و ساغـر کنـم 

مـُحتـسب دانـد کـه مـن ایـن کــارها کمتـر کنـم 

بازهم غزلی ناب ونغز وپُرمایه، که بازتابی ازجهان بینی وسندی  ازآزادفکری  آن فرزانه ی روزگارانست.

"رنـد" درنظرگاهِ عابد وزاهد ویکسویه نگران ِ متشرّع ِسنّی مذهبِ آن روزگاران، یک شخصیّتِ لا اُبالی،بی قید وبند،  وبی مسئولیّت است. چرا که ازمنظرآنها هرکس مقیّدبه آداب شرع و اخلاق اجتماعی نباشد، هرچقدرهم پاک باطن بوده باشد، طولی نمی کشد که خودبخودبی انگیزه شده و بسوی بی بند وباری و بی غیرتی کشیده می شود ودرمَنجلابِ فساد وتباهی فرومی رود!..........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 12 شهریور 1396-10:41 ب.ظ
نظرات() 

شرح من و انکار شراب؟! این چه حکایت باشد؟!‏




من وانکار شراب این چه حکایت باشد؟!‏             

غالباً  این قدَرم   عقل و  کفایت  باشد ! !
جناب حافظ شیرین سخن دراین غزل بسیار راحت ترازسابق و بی‌ هیچ دغدغه ای ،گویی که از فشار تندروها وافراط گرایان آزادشده باشد،حرفهای دل خود را که همیشه درلفافه ی ایهام وابهام وکنایه می پیچید بامازده است.......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
یکشنبه 12 شهریور 1396-01:52 ب.ظ
نظرات() 

شرح غزل : منم که دیده به دیدار ِ دوست کردم بـاز



منم که دیده  به دیدار ِ دوست کردم بـاز 

چه شکر گویمت ، ای کارساز بـنـده‌نـواز ؟ 

چنانکه قبلاً نیزگفته شده،حافظ وشاه شجاع بایکدیگرروابطِ دوستیِ صمیمانه ای داشته واین روابط درگذرزمان گه گاه دستخوش دگرگونی هایی نیزبوده است. علاوه براین شاه شجاع نیزازطبع شعری روانی بهرمندبوده وغزلیّاتِ خوبی ازخودبه یادگارگذاشته است. اووحافظ اغلب بایکدیگر مشاعره نموده واشعاری را دریک ردیف وقافیه می سروده وطبع آزمایی می کردند. ازجمله این غزل مورد بحث راکه حافظ دراستقبال ازغزل شاه شجاع سروده است.........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
جمعه 10 شهریور 1396-10:35 ب.ظ
نظرات() 

شرح مراچشمیست خون افشان زدستِ آن کمان ابرو




مراچشمی‌ست خون افشان زدستِ آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دیدازآن چشم وازآن ابرو


این غزل گُل سرسبدِ گلشن ِ خیال انگیز خواجه ی شیرازاست.غزلی فرحبخش باموسیقیِ دلنشین وسرشار از مضامین وعباراتِ بِکر وشاعرانه. در این غزل حافظ دست مخاطب رابه مهربانی گرفته و به سفرعاشقانه ی زمینی – آسمانی می برد. دراین سفرگاه معشوق زمینی  و گاه  معشوق اَزلیست. مضامین بعضی بیت ها عاشقانه  و بعضی دیگرعارفانه.......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
جمعه 10 شهریور 1396-12:51 ق.ظ
نظرات() 

شرح غزل : مزرع سبز فلک دیدم وداسِ َمَهِ نو




مزرع سبـز  فـلک دیـدم و داسِ مــَـهِ نو

یادم ازکِشته یِ خویش آمدوهنگام درو

باید دانست که درقدیم رنگ ِآبی راسبز می گفتند. هنوز هم دربسیاری ازمناطق آبی وسبز را جابجا می گویند. امّا صرفنظر از اینکه درقدیم به آسمان آبی سبز می گفتند، 

حضرت حافظ ازسبز گفتن ِ آسمان منظور خاصّی داشته وآن اینکه: شاعرخوش ذوق ِ ما دراین غزل، آسمان را کشتزاری سرسبز تصوّرکرده وبانگاهِ لطیف وخیال انگیز خویش، ماه را چونان داسی دیده است تا یک نتیجه ی عبرت انگیز درو کند،شاعرتوانمندی که باهنرنمایی های خیره کننده، وباخلّاقیّت های بی مانندش مضامین بِکر واندیشه زا می آفریند........


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
پنجشنبه 9 شهریور 1396-03:29 ق.ظ
نظرات() 

شرح غزل: می‌دَمد صبح و کِلّه بست سَحاب




می‌دَمد صبح و کِلّه بست سَحاب

الصبوح   الصبوح   یا    اصحاب

      غزلی بسیارزیبا وخیال انگیز که درهربیت آن صحبت ازشراب شده است. شادمانه زیستن،توجّه به زیبائیها ولذّت جُستن ازمظاهرطبیعت و عشقبازی پیام روشن این غزل ناب و امیدبخش است.
کِلّه: خیمه زدن،چادرزدن
سَحاب: ابر
الصّبوح: شراب صبحگاهی
اصحاب: یاران
معنی بیت: ای یاران ودوستان،صبح درحال پدیدارشدن است،اَبربربالای سرمان درحال خیمه زدن است ومارابه بزمی که آراسته دعوت می کند. بیائید تاریکی ها وجهالت ها را به شرابِ صبحگاهی ازدل بزدائید وروزخودرابامستی وشادمانی آغازکنید.
گدا  چرا  نزند  لافِ ِ   سلطنت  امروز  ؟
که سایه سایه ی ابراست وخیمه برلبِ جو.............

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
سه شنبه 7 شهریور 1396-09:27 ب.ظ
نظرات() 

شرح میرمن خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت




میرمن خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت

میر: امیر وفرمان روا، استعاره ازمعشوق است.

خرامان: باناز واِفاده راه رفتن

خطاب به معشوق می فرماید: سرور وفرمانروای من، خیلی خوش ودلستاننده راه می روی قربان ِ آن سر وآ ن پای زیبایت شوم راه برونرم نرمک بانازواِفاده، که من پیش آن قامتِ دلربا بمیرم......

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
سه شنبه 7 شهریور 1396-09:01 ب.ظ
نظرات() 

شرح غزل : نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد



نسیم بادِ  صبا   دوشم  آگهی   آورد 

که روزمحنت وغم روبه کوتهی آورد


دیشب پیکِ بادِ صبا به من خبر آورد كه روزگار غم و رنج رو پایان است.
بنظرمی رسد اوضاع سیاسی اجتماعی جامعه که چندان وفق مراد نبوده، کم کم درحال بهبودی وسروسامان گرفتن است. باتوجّه به بیتِ پایانیِ غزل احتمال دارد این غزل در استقبال ازبه قدرت رسیدن ِ شاه منصور سروده شده باشد. شاه منصور وشاه شجاع هردو باحافظ روابطِ دوستیِ صمیمانه ای داشتند....

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :رضا فری
دوشنبه 6 شهریور 1396-11:44 ب.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5